در نظر سيد شريف جرجانى « 1 » ، تفسير از قبيل تصديقات است ، زيرا متضمن اين حكم است كه الفاظ قرآن معانيى را كه در تفسير آن الفاظ بيان مىشود افاده مىكنند .
در تعريف نخست قيد بحث از احوال قرآن كريم كليه علومى را كه از احوال امورى غير از قرآن بحث مىكنند از دايره تفسير خارج مىسازد . همچنين بر اساس قيد « از آن جهت كه بر مراد خداوند متعال دلالت دارد » كليه علومى كه در آنها از احوال قرآن كريم از جهتى غير از دلالت بر معانى بحث مىشود ، نظير علم قرائت و علم رسمالخط عثمانى ، خارج از محدوده تفسير به شمار مىآيند ، زيرا در علم قرائت از احوال قرآن از جهت ضبط الفاظ آن و كيفيت نطق به آنها بحث مىشود ؛ و علم رسمالخط عثمانى نيز از احوال قرآن كريم از حيث چگونگى كتابت الفاظ آن بحث مىكند . بر همين سياق ، معارف ديگرى همچون علم كلام كه از احوال قرآن كريم از حيث مخلوق و غير مخلوق بودن آن بحث مىكند و يا علم فقه كه از احوال قرآن كريم از حيث حرمت قرائت آن بر شخص جنب بحث مىكند ، خارج از شمول تعريف علم تفسير هستند ، و همينطور علوم ديگر .
همچنين عبارت « در حد توان بشرى » در تعريف مذكور مبين اين حقيقت است كه عدم آگاهى به معانى متشابهات قرآن و يا عدم علم به مقصود خداوند در واقع و نفس الامر لطمهاى به علم تفسير قرآن وارد نمىسازد .
عالمان تعريف ديگرى نيز از علم تفسير به دست دادهاند . طبق اين تعريف ، تفسير عبارت است از : علمى كه در آن از احوال كتاب خداوند توانا از جهت نزول و سند و الفاظ و نحوه اداى الفاظ و معانى متعلق به الفاظ قرآن و احكام آن بحث مىشود .
در تعريف مذكور :
- كلمه « نزول » همه مباحث مربوط به سبب نزول و مكان و زمان نزول را شامل مىشود .
- كلمه « سند » به مباحث تواتر قرآن و قرائات آحاد و شاذ اشاره دارد .
- منظور از كلمه « نحوهء اداى الفاظ » ، كليه مباحث مربوط به شيوههاى نطق ، مانند مد و ادغام است .
- كلمهء « الفاظ » همه مسائل مربوط به لفظ را از حيث حقيقت ، مجاز ، مشترك لفظى ،
هامش
( 1 ) . علىّ بن محمد بن على معروف به شريف جرجانى ( 740 - 816 ه . ق ) فيلسوف و عالم بزرگ ادبيات عرب . از آثار اوست : التعريفات ، شرح مواقف الايجى ، حاشية على الكشاف . ( الأعلام زركلى ، 5 : 7 )