مبحث دوازدهم تفسير و مفسران
تفسير
« تفسير » در لغت به معناى روشنگرى و تبيين است . به همين معناست اين فرموده خداوند متعال
« وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً »
« 1 » و در اصطلاح عبارت است از : علمى كه در آن به قدر توان بشرى از احوال قرآن از آن جهت كه بر مراد خداوند متعال دلالت دارد ، بحث مىشود .
و منظور از كلمهء « علم » همان معارف تصورى است . عبد الحكيم در شرح بر مطوّل مىنويسد :
علم تفسير از قبيل تصورات است ، زيرا مقصود از آن تصور معانى الفاظ قرآن است ؛ و تصور معانى الفاظ از سنخ تعريف است ، « 2 » اما تعريف لفظى و شرح اللفظ « 3 » .
هامش
( 1 ) . « و هيچ مثلى براى تو نيارند مگر آنكه تو را [ پاسخ ] راست و درست و به نيكوتر بيانى بياوريم » . ( فرقان : 33 )
( 2 ) . از نظر منطقى « تعريف » عبارت است از آن معلوم تصورى كه در جواب « ما » ى شارحه يا حقيقيه مىآيد و مجهول تصورى را تبيين مىكند . به عبارت سادهتر ، تعريف مجموعهاى از تصورات ( فاقد حكم ) و معلوم و آشكارى است كه تصور مجهول را آشكار مىسازد ازاينرو تعريف در بخش الفاظ و تصورات علم منطق مورد بررسى قرار مىگيرد و نه در بخش تصديقات .
( 3 ) . تعريف لفظ به وسيله لفظ ديگر را تعريف لفظى يا شرح اللفظ مىنامند ، مانند تعريف انسان به بشر و يا تعريف غضنفر به اسد .