به عدم وجود قرآن در حال حاضر مىانجامد . چرا كه وجود قرآن مشروط به تواتر آن است ، حال آنكه از نظر ايشان هيچ قرائت متواترى وجود ندارد . اين معقول نيست قرآن كه در آن تواتر ضرورت دارد موجود باشد و در عين حال وجوه قرائتهاى آن همگى غير متواتر باشند ، زيرا ضرورتا قرآن بدون وجوهى براى قرائت محقق نخواهد شد .
آنچه گذشت نتيجهاى بود كه پس از تجديد نظر در اين موضوع بدان دست يافتيم .
سپاس و ستايش خداى راست كه ما را بدين ( جايگاه ) راه نمود . و اگر خدا ما را راه ننموده بود راه نمىيافتيم .
پاسخگويى به شبهاتى كه در اين زمينه مطرح شده است
دربارهء قرائات و اختلاف و تعدد آنها ، همچنين صحت آنها و تواتر قرائات متواتر شبهاتى مطرح شده است . نظير اين شبهات دربارهء قرآن كريم و تواتر آن و اجماع امت بر آن نيز طرح گشته است . ما بخشى از اين شبهات را در مبحث « نزول قرآن بر هفت حرف » و بخشى ديگر را در مبحث « جمعآورى قرآن » پاسخ گفتهايم ، و ضرورتى بر طرح مجدد و تطويل كلام نيست . خوانندهء محترم مىتواند به مباحث يادشده مراجعه كند .
به نظر مىرسد روايت منسوب به ابن مسعود در انكار قرآنى بودن « معوذتين » تقريبا قوىترين اين شبهات است . زيرا برخى از دانشمندان برجسته علم حديث اسانيد آن را صحيح دانستهاند . البته در يكى از مباحث گذشته با فرض صحت اين احتمال معناى حديث مذكور را توجيه و تبيين كرديم . در اينجا لازم مىدانيم براى اثبات ضعف و بىپايگى اين شبهه امورى را به خوانندهء عزيز متذكر شويم .
1 . عاصم كه يكى از قاريان هفتگانه است تمامى قرآن را كه حاوى معوذتين نيز هست با سندهاى صحيح قرائت كرده است . بعضى از اين اسانيد به خود ابن مسعود بازمىگردد . به اين ترتيب كه عاصم بر ابو عبد الرحمن عبد اللّه بن حبيب و ابو مريم زرّ بن حبيش اسدى و سعد بن اياس شيبانى « 1 » قرائت كرده است ، و آنها نيز قرآن بر ابن مسعود قرائت كردهاند و ابن مسعود هم بر رسول خدا ( ص ) قرائت كرده بوده است .
هامش
( 1 ) . سعد بن اياس ، ابو عمرو شيبانى كوفى ( م 96 ه . ق ) تابعى ، وى زمان پيامبر را درك كرد اما موفق به زيارت آن حضرت نشد . سعد قرائت را از ابن مسعود فرا گرفت . ( غاية النهاية ، ابن جزرى 1 : 303 )