ضلالتى سخت گرفتار آمده است . بنابراين ، بايد تعزير شود و با حبس و كيفرهايى نظير آن از اين عمل منع گردد . گمراه نبايد رها شود و بر كسى كه قدرت بازداشتن وى را دارد جايز نيست با او مماشات كند و مهلتش دهد . جلوگيرى قارى از خواندن قرائت شاذ واجب است و در صورتى كه باز به عمل خود ادامه داد ، بايد وى را گناهكار شمرد . و اگر از قرائت امتناع نكرد ، تعزير او واجب است .
هرگاه قارى قرائتى را آغاز كرد ، بايد تا پايان كلام همچنان بدان ادامه دهد و به آنچه آغاز كرده است ، پايدار بماند . حالت مخالف اين حكم ، در بعضى موارد جايز و در موارد ديگر ممنوع است و عذر بيمارى ، بيمار را از بيان مطلب آنگونه كه حق است مانع مىشود و علم نزد خداوند متعال است .
ابن حاجب نيز در پاسخ آن استفتا نوشت : خواندن قرائت شاذ در نماز و غير نماز جايز نيست ، چه قارى آن به قواعد عربى عالم باشد چه جاهل و اگر قارى آن را قرائت كرد و به حرام بودن آن جاهل بود ، بايد وى را آگاه ساخت و به ترك آن دستور داد . و اگر به حرام بودن آن علم داشته باشد ، بايد تأديب شود . و اگر بر قرائت اصرار ورزيد ، به خاطر اصرارش تأديب و زندان شود تا از ادامه آن بازايستد . اما تبديل « آتنا » به « اعطنا » و « سوّلت » به « زيّنت » و نظاير آن جزو قرائات شاذ محسوب نمىشود ، و تحريم آن شديدتر و تأديب مرتكب آن بيشتر و بازداشتن از آن واجبتر است « 1 » .
خلاصه بحث
اين بحث را پس از مشخص ساختن وجوه اختلاف ، كه دربرگيرندهء امور مهمى است ، به پايان مىبريم . لازم است اين امور را مورد دقت نظر و توجه خاص قرار دهيم :
1 . هر قرائت تنها در صورتى قرائت قرآن محسوب مىشود كه متواتر باشد ، زيرا تواتر شرط قرآن بودن قرائت است .
2 . بر اساس بررسى گذشته ، قرائتهاى دهگانه مطرح در اين دوران متواتر و بنابراين قرآن هستند و بر هريك از آنها نام قرآن اطلاق مىشود .
3 . غير از قرائتهاى دهگانه ، قرائاتى كه سندى صحيح اما آحاد و غير مستفيض دارند و
هامش
( 1 ) . منجد المقرئين ، شمس الدين جزرى ، 17 و 18