تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
الشاطبية آمده است ، سخت مورد انكار پيشوايان اين فن قرار گرفته‌اند . « 1 » اگر كواشى نظر خود را به قرائت‌هايى كه امروز در دسترس ماست محدود نمىساخت و به تفصيل و تطبيق حكم در آن‌ها نمىپرداخت ، بلكه ، همان گونه كه از كلام او پيداست ، به سياق عام كلام اكتفا مىكرد ، نظرش به صواب نزديك مىگشت . نظر صحيح آن است كه ابو الخير جزرى بر آن رفته است ، طبق اين نظر تنها قرائت‌هاى ده‌گانه‌اى كه امروز از آن آگاهيم متواتر هستند . وى در منجد المقرئين گفته است : قرائت‌هايى كه در زمان ما اركان سه‌گانه ( يعنى همان ضابطهء مشهور با تبديل شرط صحت سند به تواتر ) در آن جمع گشته است همان قرائت‌هاى امامان دهگانه‌اى است كه مردم در پذيرش آن اجماع كرده‌اند و هر نسلى آن را از نسل قبل از خود دريافت داشته تا به زمان ما رسيده است . بنابراين ، قرائت هريك از ايشان مانند قرائت‌هاى ساير آنها مورد قطع و جزم است . اما كسى كه گفته است تعداد قرائت‌هاى متواتر را حدى نيست اگر منظورش قرائت‌هاى مشهور در زمان ما است ، بر خطا رفته است ؛ زيرا امروز غير از قرائت‌هاى دهگانه قرائت متواتر ديگرى وجود ندارد و اگر منظور وى قرائت‌هاى موجود در صدر اول باشد ، نظرش محتمل است . علاوه بر اين ، قرائت غير متواتر بر دو نوع است : نوع اول ، قرائتى كه سلسلهء سندش صحيح و تا انتها به نقل از عادل ضابط و او از عادل ضابط ديگر است ، و با قواعد زبان عربى و همچنين رسم‌الخط مصحف موافقت دارد . اين نوع از قرائت خود بر دو قسمت است : 1 . قرائتى كه نقل آن به حد استفاضه رسيده و امت آن را پذيرفته است . مانند قرائتى كه راويان و برخى از كتاب‌هاى معتبر مستقلا آن را نقل كرده‌اند ؛ مانند مراتبى كه قاريان در مدّ قائل شده‌اند و نظاير آن . چنين قرائتى صحيح و نزول آن از جانب خداوند بر پيامبر ( ص ) به عنوان جزيى از حروف سبعة قطعى است . اين قسم از قرائت هرچند از نظر نقل به تواتر نرسيده است به قرائت متواتر ملحق مىشود ، زيرا از قبيل اخبار آحادى است كه قراين مفيد علم در بردارد . 2 . قرائتى كه نقل آن به حد استفاضه نرسيده و امت آن را نپذيرفته است . در اين قسم عالمان اختلاف كرده‌اند . بعضى از ايشان خواندن چنين قرائتى را در نماز جايز مىدانند و برخى ديگر خواندن قرائتى غير از قرائات دهگانه را ممنوع دانسته‌اند و اين منع ، منع تحريم است و نه كراهت . ابن سبكى در جمع الجوامع مىگويد : « خواندن قرائت شاذ جايز نيست و بنا بر نظر صحيح ، هر قرائتى غير از
هامش
( 1 ) . الإتقان ، سيوطى ، ج 1 ، نوع 22 - 27 : 226 .