تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
بوده است . حسن چنين قرائت مىكرد : « و إن منكم إلا واردها . . . « 1 » الورد : الدخول » انبارى مىگويد اين سخن وى « الورود : الدخول » تفسير حسن براى معناى « ورود » بوده است و برخى از راويان دچار اشتباه شده و آن را در قرآن داخل كرده‌اند . . . چه بسا آنان براى وضوح معنا تفسير را در كلام خدا وارد مىكردند ؛ زيرا آنان آنچه را به عنوان قرآن از رسول خدا ( ص ) فرا گرفته بودند كاملا به خاطر داشتند . بنابراين ، از اشتباه مصون بودند « 2 » .

تواتر قرآن

دربارهء تواتر قرآن ، علاوه بر آنچه قبلا درباره نويرى نقل كرديم ، به بيان سه نظر اكتفا مىكنيم . 1 . امام غزالى در المستصفى چنين مىگويد : كتاب را تعريف كنيم به آنچه بر اساس حروف سبعة مشهور نازل شده و ميان دو جلد مصحف قرار دارد و به تواتر نقل گرديده و به ما رسيده است . منظور ما از كتاب قرآن فروفرستاده شده است . تعريف را به كلمه مصحف مقيد ساختيم ، زيرا صحابه در نقل آن احتياط را به حد اعلى رسانده‌اند تا آنجا كه از تعاشير « 3 » و نقطه‌گذارى آن اكراه مىورزيده‌اند و به تجريد قرآن دستور مىداده‌اند ، مبادا كه قرآن با كلام ديگران آميخته گردد . اين مجموعه به تواتر بر ما نقل شده است . پس ، يقين داريم كه آنچه در مصحف مكتوب كرده‌اند و مورد اتفاق همگان است ، همان قرآن است و هر آنچه خارج از مصحف است قرآن نيست . چه بر طبق عرف و عادت ، محال باشد كه با وجود دواعى و موجبات كافى براى نگاه داشت قرآن ، بخشى از آن مغفول مانده ، نقل نشده باشد و يا كلامى ديگر با آن درآميخته باشد . . . اگر گفته شود چرا در تعريف قرآن تواتر را شرط كرديم پاسخ آن است تا به قرآن بودن قرآن علم حاصل كنيم ؛ زيرا حكم به آنچه دانسته نيست نادانى است و اگر چيزى كلام خدا باشد ، آن چيز امرى است حقيقى ، نه اعتبارى تا متعلق ظن ما قرار گيرد . لذا گفته مىشود هرگاه چنين گمان كرديد كه آيا كارى را بر شما حرام كرده‌ايم يا حلال ، چون تحريم متعلق گمان ماست ، همان گمان به نشانهء حرمت
هامش
( 1 ) . مريم : 71 ( 2 ) . الإتقان سيوطى ، ج 1 نوع 22 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 17 : 217 - 216 ( 3 ) . همان گونه كه در مبحث دهم در بخش تجزيه قرآن آمده است تعشير عبارت است از تقسيم آيات هر سوره به مجموعه‌هاى ده‌تايى بدين ترتيب كه در پايان هر 10 آيه كلمه عشر يا حرف ع قرار مىدهند .