نويرى سپس سخنان فراوانى را از ايشان نقل مىكند كه آوردن آن از حوصله بحث ما خارج است . توضيحات سابق ما در اين موضوع كفايت مىكند . تبيينى كه ما از ضابطهء صحت قرائات بدست داديم جماعات قاريان را در مسئله تواتر قرآن به مسير صحيحى رهنمون مىسازد ، و نشان مىدهد كه اين اختلاف نظر ، اختلافى شبه لفظى است . كسى كه در زمين هموار راه بپيمايد از انحراف در امان مىماند .
اقسام قرائات از نظر سند
سيوطى به نقل از ابن جزرى مىگويد قرائات 6 قسماند :
الف . قرائت متواتر . و آن قرائتى است كه گروهى از گروهى ديگر نقل كنند به طورى كه در مورد افرادى نظير ايشان امكان هماهنگى بر دروغ ممكن نباشد .
مانند قرائاتى كه طرق روايى مختلف در نقل آنها از هفت امام قارى اتفاق داشته باشند . اكثر قرائات چنين هستند .
ب . قرائت مشهور . و آن عبارت است از قرائتى كه سند آن صحيح باشد . بدين معنا كه راوى عادل و نيكو حافظه از راوى نظير خود ، و به همين ترتيب الى آخر ، روايت كرده باشد . همچنين ، با قواعد زبان عرب و يكى از مصاحف عثمانى مطابقت داشته باشد ، خواه اين قرائت از قاريان هفتگانه و يا دهگانه و يا چهاردهگانه و يا ديگر امامان قارى مورد قبول نقل مىشود . علاوه بر اين ، قرائات مذكور بايد نزد قاريان اگرچه به درجه تواتر نرسد ، مشهور باشد و ايشان آن را از جمله قرائات اشتباه يا شاذ به شمار نياورند . مانند قرائاتى كه به طرق مختلف از هفت امام قارى نقل شده است اما تنها بعضى از راويان آنها را نقل كردهاند .
از ميان مهمترين كتابهايى كه درباره اين دو نوع قرائت تاليف شده است مىتوان از التيسير نوشته ابو عمرو دانى و الشاطبية و طيبة العشر فى القراءات العشرة نام برد . اين دو نوع قرائت همان قرائاتى است كه خوانده مىشود و اعتقاد به قرآن بودن آنها واجب است و انكار چيزى از آنها جايز نيست .
ج . قرائتى كه سندش صحيح است اما با رسم خط مصحف يا قواعد زبان عربى مغايرت دارد و يا اشتهار آن به ميزان شهرت نوع قبل نيست . اين نوع قرائت نه خوانده مىشود ، نه اعتقاد به آن ضرورى است . از جمله اين قرائات روايتى است كه حاكم آن را از طريق عاصم جحدرى از ابو بكر نقل كرده است كه پيامبر ( ص )