تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
چنين قرائت فرمود : « متّكئين على رفارف خضر و عباقرىّ حسان » « 1 » و يا قرائت
« لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ »
« 2 » به فتح « ف » . د . قرائت شاذ . و آن قرائتى است كه سندش صحيح نيست . مانند قرائت ابن سميقع كه آيهء
« فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ »
« 3 » را با « ح » و
« لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ . . »
. « 4 » را با فتح « ل » در كلمه خلفك خوانده است . ه . قرائت موضوع . و آن قرائتى است كه سند ندارد و به گوينده‌اش نسبت داده شده است . مانند قرائاتى كه محمد بن جعفر خزاعى جمع‌آورى كرده و به ابو حنيفه نسبت داده است . در شرح ضابطهء صحت سند راجع به اين نوع قرائت سخن گفتيم . و . قرائتى كه شبيه حديث مدرج « 5 » است . و آن قرائتى است كه كلماتى را به عنوان تفسير در آيات اضافه دارد . مانند قرائت سعد بن ابى وقاص اين آيه را « . . . و له أخ أو أخت . . . « 6 » من أمّ » كه لفظ « من أم » اضافى است . و قرائت « ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من ربكم . . . « 7 » فى مواسم الحج » كه عبارت « فى مواسم الحج » در آن اضافى است و قرائت زبير : « و لتكن منكم أمة يدعون إلى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر . . . « 8 » و يستعينون باللّه على ما أصابهم » كه عبارت « و يستعينون باللّه على ما أصابهم » در آن اضافى است . علت اينكه اين نوع قرائت را شبيه مدرج ناميديم و نه مدرج آن است كه در مورد واژه‌هاى اضافى آيات در آن اختلاف نظر وجود دارد . سعيد بن منصور روايت كرده است كه عمر ( رض ) گفت : « نمىدانم اين قرائت او ( زبير ) بوده يا تفسير او » . ابن انبارى نيز اين روايت را نقل كرده و به يقين گفته است عبارت اضافى مذكور تفسير زبير
هامش
( 1 ) . آيه مذكور در مصاحف كنونى چنين است :« مُتَّكِئِينَ عَلى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ »( رحمن : 76 ) ( 2 ) . توبه : 128 ( 3 ) . يونس : 92 ( 4 ) . يونس : 92 ( 5 ) . حديثى كه در ضمن آن يا در اسناد آن به سبب اندراج مطلبى تغييرى داده شود . و آن دو قسمت است : يكى مدرج المتن كه راوى عبارتى از خويش يا ديگرى در آغاز يا اثنا يا پايان حديث ذكر كند چنان‌كه تميز آن از متن حديث بر شنونده دشوار باشد . نوع ديگر ، حديث مدرج الاسناد است » . ( لغت‌نامه دهخدا ) ( 6 ) . نساء : 12 ( 7 ) . بقره : 198 ( 8 ) . آل عمران : 104