اگر كسى بپرسد از قرائات موجود كدام يك هم مقبول است و هم خواندن آن جايز است و كدام يك مقبول است اما قرائت آن جايز نيست و كدام يك نه مقبول است و نه قرائت آن جايز . پاسخ مىگوييم كه كليه قرائاتى كه روايت شدهاند به چند نوع قابل تقسيماند : نوع اول ، قرائاتى كه امروزه خوانده مىشوند .
اين نوع شامل قرائاتى است كه واجد سه ركن صحت قرائات هستند . بدين معنا كه افراد ثقه آنها را از پيامبر ( ص ) نقل كردهاند و با وجهى از قواعد زبان عرب كه قرآن بدان نازل شده است سازگارى دارند ، و با رسمالخط مصحف مطابقت مىكنند .
هرگاه اين خصوصيات در قرائتى باشد ، خوانده مىشود و نسبت به موثق بودن و صحت و درستى آن يقين حاصل است ؛ زيرا از جهت سازگارى با خط مصحف مورد اجماع است و منكر آن كافر محسوب مىشود .
نوع دوم قرائاتى هستند كه با خبر آحاد نقل شدهاند و با وجهى از قواعد زبان عرب نيز سازگارند ، اما با رسمالخط مصحف مطابقت ندارند . اين نوع قرائات مقبولاند ، اما به دو دليل خوانده نمىشوند « 1 » : دليل اول آن است كه مورد اجماع نيستند و صرفا بر اساسا خبر آحاد نقل شدهاند و قرآن به خبر واحد ثابت و قرائت نمىشود . دليل دوم اين است كه چنين قرائاتى با قرائات مورد اجماع مخالفت دارند ، بنابراين ، موثق بودن و صحت و درستى آنها مورد يقين نيست و هر قرائتى كه صحت آن قطعى نشود ، خواندنش جايز نيست ولى منكر آن كافر محسوب نمىشود ، هر چند با انكار آن عمل بدى مرتكب شده است .
نوع سوم قرائاتى است كه فردى غير موثق از شخص ثقه نقل مىكند و به هيچ وجه با زبان عربى سازگارى ندارد . اين قبيل روايات حتى اگر با مصحف نيز موافقت داشته باشند ، مورد قبول نيستند . براى هريك از اين انواع مثالهايى
هامش
( 1 ) . به عبارت ديگر ، چنين قرائتى به اين اعتبار كه يك خبر شرعى است و احتجاج بدان صحيح است ، نزد حنفيان ( كه بر خلاف شافعيان حجيت خبر واحد را پذيرفتهاند ) مقبول است . اما به عنوان قرآن خوانده نمىشود و قارى نبايد آن را قرآن تصور كند . نووى مىگويد : آنچه مورد اتفاق مذاهب و عالمان است اين است كه خواندن قرائت شاذ به منظور آگاهى احكام شرعى موجود در آن ( بنا بر نظر كسانى كه به چنين احكامى احتجاج مىكنند ) و يا احكام ادبى آن ، مشروط بر آنكه قارى نه معتقد به قرآن بودن قرائت مذكور باشد و نه تصور چنين چيزى داشته باشد ، جايز است . خواندن اين نوع قرائات توسط قاريان متقدم را نيز بايد اينچنين توجيه كرد . همچنين ، تدوين قرائات شاذ در كتابها و سخن گفتن دربارهء محتواى اين قرائات نيز جايز است ، اما خواندن قرائات مذكور با اعتقاد و يا تصور قرآن بودن آن حرام است . ابن عبد البر در كتاب تمهيد خود در اين باره نقل اجماع كرده است . ( مؤلف )