از امامان قرائت و علوم قرآنى هستند كافى است . ابو شامه در كتاب خود به نام المرشد الوجيز ، مىگويد :
شايسته نيست كه به هر قرائتى به صرف انتساب آن به يكى از امامان هفتگانه دل بست و آن را قرائت صحيح شمرد و معتقد شد كه قرآن چنين نازل شده است ، مگر آنكه ضابطهء صحت در مورد آن صدق كند . در اين صورت ، نقل چنين روايتى در انحصار هيچ نويسندهاند نيست و اختصاص به امامان قارى مذكور ندارد ؛ بلكه اگر از قاريان ديگر نيز نقل شد ، صحت آن مخدوش نمىشود . صحت يك قرائت مشروط به صدق تمامى اركان ضابطه مذكور بر آن است ، نه اعتبار كسى كه قرائت به وى نسبت داده شده است . قرائاتى كه به هريك از قراء سبعة و ديگران نسبت داده مىشود بر دو قسم است : قرائات مورد اجماع ، قرائات شاذ .
اما قرائاتى كه از قراء سبعة نقل شده است ، به دليل شهرت آنان و اينكه اكثر قرائات صحيح و مورد اتفاق از ايشان است ، بيش از قرائات نقلشده از ناحيه ديگران موجب اطمينان خاطر مىگردد « 1 » .
اما همچنانكه خواهد آمد ، نظر ابو شامه و همفكران او دربارهء قرائات هفتگانه نظرى محكم و استوار نيست . نكته ديگر آنكه مفهوم مخالفى كه براى اين ضابطه بنا نهاديم قرائاتى را دربر مىگيرد كه هر چند اجمالا در حكم عدم قبول با هم مشتركند ، اما جزئيات احكام آنها با يكديگر تفاوت دارند . علت اين امر آن است كه مفهوم ضابطه صحت قرائات هم بر قرائتهايى كه فاقد اركان سهگانه هستند صدق مىكند ، هم بر قرائتهايى صادق است كه يك يا دو ركن از سه ركن را فاقداند .
هريك از اين حالات داراى حكم خاصى است كه امام مكى آن را به تفصيل بيان كرده است . وى چنين مىگويد :
هامش
القراءات العشر ، ابن جزرى ، ج 1 : 69 )
( 1 ) . المرشد الوجيز الى علوم تتعلق بالكتاب العزيز : شهاب الدين عبد الرحمن ابراهيم ، ابو شامة المقدسى : 146 .