( صاحب طيبه ) به طريق اولى شامل آن دست از قرائتهايى نيز مىشود كه با رسمالخط تمام مصاحف عثمانى يا بعضى از آنها تحقيقا سازگارى داشته باشد .
مانند قرائت ابن عامر در
« قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً . . »
. « 1 » و
« . . . وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ . . »
. « 2 » كه در مصحف شامى ثبت شده است و يا قرائت ابن كثير در
« . . . جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ . . »
. « 3 » كه در مصحف كوفى ثبت شده است ، و نظاير آن . لفظ احتمالا در كلام شاعر ( ابن جزرى ) ممكن است در مقابل تحقيقا باشد . در اين صورت ، معلوم مىشود كه وى به تقسيم دوگانه مطابقت رسمالخط با قرائت معتقد بوده است ؛ يعنى تحقيقى و احتمالى . و قسم تقديرى را نيز جزو قسم احتمالى دانسته است . و اين همان بخشبندى است كه وى در كتاب خود به نام نشر « 4 » انجام داده است و نيز ممكن است مطابقت رسمالخط عثمانى را با قرائت 3 قسم مىدانسته ، اما به دليل اولويت تنها حكم دو قسم اول را ذكر كرده است . اگر موافقت فرضى و تقديرى رسم خط عثمانى با قرائات در نظر گرفته نشود ، هيچيك از قرائتها در واژههايى نظير « السموات » ، « الصالحات » و « الليل » با مصاحف عثمانى تطبيق نخواهد كرد . علاوه بر اين ، در مورد بعضى از واژههاى يكى از دو يا چند قرائت به نحو تحقيقى ، و مابقى بنا به فرض و تقدير با رسم خط سازگار مىشوند ؛ و در مورد بعضى از واژههاى ديگر دو يا چند قرائت به نحو تحقيق با رسمالخط مطابقت مىيابند . نظير « أنصار اللّه » ، « فنادته الملائكه » ، « يغفر لكم » و « هيت لك » . بدانكه هرگاه صحت قرائتى به اثبات رسيد و روايت مشهورى آن را تأييد كرد ، مخالفت صريح آن با رسمالخط در مواردى كه حرفى ادغام يا تبديل يا حذف و يا اثبات شده است مخالفت به شمار نمىآيد . آيا نمىبينى كه عالمان اثبات « ى » هاى زايد و حذف « ى » را در « تسألنى » « 5 » در سورهء كهف و قرائت « و أكون من الصالحين » « 6 » و مانند آن را كه با رسمالخط مخالف است ، به دليل رجوع آن به معناى واحد و همچنين بنا به تمكين در برابر صحت سند و شهرت روايت ، مردود نمىشمارند ؟ بر خلاف قرائتى كه در آن كلمهاى كم و زياد و يا پس
هامش
( 1 ) . بقره : 116
( 2 ) . فاطر : 25
( 3 ) . آيهء 100 سورهء توبه است كه در قرائت ابن كثير حرف « من » به آيه اضافه شده است .
( 4 ) . - النشر فى القراءات العشر ، شمس الدين محمد جزرى ، ج 1 : 11 و 12 ، دار الكتاب العربى .
( 5 ) . آيهء 70 سورهء كهف كه در مصاحف با اثبات « يا » در « تسألنى » آمده است .
( 6 ) . آيهء 10 سورهء منافقون« . . . رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ »كه در مصاحف به جزم فعل « كون » ثبت است .