تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
اختلافى وجود ندارد . زيرا اين كلمه در سورهء بقره با « س » و در سورهء اعراف با « ص » نوشته شده است . علامه نويرى در شرح بر كتاب طيبة النشر در اين باره سخن ارزشمندى دارد . مىگويد : بدانكه رسم‌الخط ، تصوير كردن كلمه است بر اساس حروف هجا ، با اين فرض كه كلمه با اين حروف آغاز و بدان خاتمه يابد . و رسم‌الخط عثمانى همان رسم‌الخطى است كه در مصاحف عثمانى آمده است و به سه قسم قياسى ، سماعى و احتمالى تقسيم مىشود . قياسى به بخشى از رسم‌الخط عثمانى اطلاق مىشود كه با صورت ملفوظ كلمه موافقت دارد و اين همان معناى سخن ايشان است كه مىگويند : « تحقيقا » « 1 » . سماعى به بخشى از رسم‌الخط عثمانى اطلاق مىشود كه با صورت ملفوظ كلمه موافقت ندارد . و اين معناى سخن ايشان است كه مىگويند : « تقديرا » . راجع به آن بخش از رسم‌الخط عثمانى كه آن را احتمالى ناميديم بعدا سخن خواهيم گفت . مخالفت رسم‌الخط با لفظ در قسم سماعى از 5 قسم خارج نيست . يا اين مخالفت ، دلالت بر مبدل شدن حرفى در اصل كلمه مىكند ، مانند « صراط » ؛ يا بر زيادت حرفى در اصل كلمه دلالت مىكند ، مانند « ملك » ؛ و يا بر حذف حرفى در اصل كلمه دلالت دارد ، مانند « لكنّا هو » ؛ و يا بيانگر آنست كه اصل در كلمه فصل بوده ، مانند « فمال هؤلاء » ؛ و يا برعكس ، اصل در كلمه وصل بوده است ، مانند « أ لا يسجدوا » . در مثال‌هاى فوق قرائت كلمات با « ص » حذف ، اثبات ، فصل و وصل تحقيقا با رسم الخط موافقت دارد ؛ و صورت‌هاى مخالف آنها بنا بر فرض و تقديرا با رسم‌الخط مطابقت مىكند . زيرا در اين كلمات به ترتيب « س » به « ص » تبديل شده ؛ الف « مالك » حذف شده ؛ اصل در « لكنّا » اثبات « ن » ؛ و در « فمال » فصل « ل » ؛ و در « الا يسجدوا » وصل « أن » و « لا » است بنابراين ، كلمهء بدل « صراط » در حكم مبدل منه است . همچنين است در مورد ساير مثالها . اين تغيير در رسم‌الخط بدان دليل صورت پذيرفته است كه موافقت فرضى ميان دو قرائت ممكن گردد ، زيرا هرگاه دو قرائت با يكديگر متفاوت ، و نه متضاد يا متناقض باشند ، اين تفاوت در حكم توافق است و اگر با يكديگر متضاد و متناقض باشند ، در آن صورت در حكم قرائات مخالف هم هستند . آنچه در
هامش
( 1 ) . همچنان‌كه قبلا گفته شد ، قرائت يا به قطع و تحقيق با الفاظ مصحف مطابقت دارد ، يا بنا به فرض و تقدير .
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 476 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين