كثير كه آيهء
« . . . جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ . . »
. « 1 » را با افزودن كلمه « من » بر سر « تحتها » خوانده است و در مصحف مكه همينگونه ثبت شده است . و منظور ايشان از قيد « و لو با فرض و تقدير » آن است كه روايت قرايى و لو به نحو غير صريح با مصحف موافقت داشته باشد ، كافى است . مانند آيهء
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
« 2 » كه در تمام مصاحف كلمه « مالك » با حذف « الف » ( ملك ) آمده است . بنابراين ، قرائت اين كلمه با حذف الف تحقيقا با رسمالخط مطابقت دارد ، كما اينكه در مصحف « ملك الناس » ( حذف الف ) نوشته شده است . همچنين قرائت اين كلمه با الف ، با فرض و تقدير با رسم خط مطابقت دارد .
همچنانكه در مصحف « مالكالملك » ( با اثبات الف ) نوشته شده است . زيرا الف مانند بسيارى از حالات ، كه قبلا در مبحث قواعد رسم الخط بدان اشاره داشتيم ، بنا بر اختصار حذف مىشود . نمونههاى موافقت قرائت با مصحف به گونه صريح بسيار است . مانند آيهء شريفه
« . . . وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها . . »
. « 3 » كه چون در مصحف بدون نقطه نوشته شده است هم با قرائت « ننشزها » موافقت صريح دارد و هم با قرائت « ننشرها » .
از نمونههاى تعمق و دورانديشى صحابه در رسمالخط مصحف آن بود كه هرگاه كلمهاى به دو صورت مطابق و مخالف اصل ، روايت شده بود ، آن را بر خلاف اصل مىنوشتند تا صورت مكتوب مخالف اصل با صورت غير مكتوب اما مطابق با اصل ، در هيئت واحد بر هر دو قرائت دلالت كند . زيرا صورت مكتوب كلمه بر قرائتى به واسطه حروف ، و بر قرائت ديگر به واسطه اصل خود دلالت مىكند . مانند دو كلمهء « صراط » و « مصيطرون » كه حرف « صاد » در آنها بدل از « سين » است . كاتبان مصاحف اين دو كلمه را با « ص » نوشتند و از نگارش آنها مطابق با اصل عدول كردند تا قرائت كلمه با « س » ، هر چند مخالف رسمالخط است ، اما به دليل اصل بودن ، با قرائت ديگر برابر مىشود و قرائت اشمام نيز ممكن گردد . اگر اين كلمه بنا بر اصل با « سين » نوشته مىشد . امكان قرائت با اشمام از بين مىرفت و قرائت آن با « ص » ، هم مخالف رسمالخط مىشد و هم مخالف اصل . به همين دليل است كه آن اختلاف مشهور درباره واژه « بصطة » در آيهء 69 سورهء اعراف به وجود آمده است ، اما درباره همين واژه در آيهء 247 سوره بقره چنين
هامش
( 1 ) . توبه : 100
( 2 ) . فاتحه : 4
( 3 ) . بقره : 259