تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
مصاحف عثمانى واقع شده تنها حالت اول است و صرفا در اين حالت است كه صحت يكى از دو قرائت مستلزم بطلان ديگرى نيست . در اثبات اين مدعا بايد گفت گاه لفظ تنها داراى يك‌جهت است ، لذا مطابق با همان جهت نوشته مىشود . بنابراين ، صورت مكتوب منحصر در همان يك‌جهت است ، و هر صورت مكتوب ديگرى با آن تناقض خواهد داشت ، اما گاهى نيز لفظ داراى جهات متعددى است . در اين حالت كلمه مطابق يكى از اين جهات نوشته مىشود ، اما صورت مكتوب منحصر در همان يك‌جهت نيست ؛ و اگر گوينده‌اى كلمه را مطابق صورت مكتوب تلفظ كند ، قرائت وى با رسم‌الخط تحقيقا موافقت دارد ؛ و اگر كلمه را مطابق جهات ديگر تلفظ كند ، قرائت وى با رسم‌الخط تقديرا و فرضا موافقت دارد ، زيرا بدل در حكم مبدل منه است . در مورد ساير اقسام پنجگانه سابق الذكر وضع به همين‌گونه است . بخش سوم از رسم‌الخط عثمانى آن است كه با صورت ملفوظ كلمه موافقت احتمالى داشته باشد . اين قسم شامل كلماتى مىشود كه در آنها اختلافى به يكى از اين علل وجود داشته باشد : اختلاف بر اثر حركت و سكون . مانند : القدس و القدس . اختلاف بر اثر تخفيف و تشديد . مانند : ينشركم و ينشّركم ، در سورهء يونس . اختلاف بر اثر قطع و و صلى كه به وسيله حركات نشان داده شود . مانند : ادخلوا « 1 » در سوره فاطر ( آيهء 46 ) اختلاف بر اثر اعجام . مانند : يعلمون و تعملون يا يفتح و تفتح . اختلاف بر اثر اعجام و اهمال . مانند : ننشزها . و همچنين ، اختلاف در كيفيت اداى كلمات . مانند : لفظ مدغم ، مسهّل ، ممال ، مرقّق ، مدوّر « 2 » . مصحف عثمانى ، به دليل عارى بودن از نقط و شكل و كليه اوصاف مذكور ، پذيراى همه اين شقوق بوده است . عبارت « و كان للرسم احتمالا » در شعر شاعر
هامش
( 1 ) . منظور آن است كه همزه در « ادخلوا » هم به صورت وصل و هم فصل خوانده شده است . ( 2 ) . مدغم : هرگاه حرفى در حرف ديگر ادغام شود اولى را مدغم و حرف دوم را مدغم فيه گويند . مسهّل : لفظى كه از باب تخفيف به سهولت ادا شود ، مانند أئمن كه أومن نوشته و قرائت مىشود . در تجويد اين قاعده را تسهيل گويند . ممال : لفظى كه در آن به هنگام تلفظ فتحه به كسره و يا الف به ياء ميل داده شود . در تجويد اين قاعده را اماله گويند . مرقّق : حرفى كه به صورت ضعيف و نازك ادا شود . در تجويد اين قاعده ترقيق ناميده مىشود . مدوّر : لفظى كه به شيوه‌اى ما بين تحدير و تحقيق ادا شود . اين شيوهء قرائت را تدوير گويند .
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 477 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين