خداوند متعال به حقيقت امر داناتر است .
چگونگى ارسال مصاحف
در آن زمان مسلمانان در فراگيرى قرآن به روش نقل سينه به سينه عمل مىكردند . بدين ترتيب كه نقل از ثقهاى و او از ثقهء ديگر ، و يا امامى از امام ديگر آغاز مىشد تا اين سلسله به پيامبر ( ص ) مىرسيد . اين روش هنوز نيز معمول است . ازاينرو عثمان حافظانى مورد اعتماد برگزيد و به سرزمينهاى مختلف كشور اسلامى گسيل داشت و براى تأكيد و محكمكارى مصاحف را نيز به عنوان عامل دومى در حفظ سنديت قرآن و ايجاد وحدت كلمه ميان مسلمانان در نظر گرفت ؛ لذا هر مصحفى را به همراه فردى كه قرائتش در مجموع با آن انطباق بيشترى داشت به استانى ارسال كرد . روايت شده است كه عثمان دستور داد زيد در مدينه قرائت قرآن تعليم دهد ؛ و عبد اللّه بن سائب را با مصحف مكه ، مغيرة بن ابى شهاب را با مصحف شام ، ابو عبد الرحمن سلمى را با مصحف كوفه ، و عامر بن عبد القيس را با مصحف بصره ، اعزام كرد . پس از آن ، تابعان قرآن را از صحابه فرا گرفتند و مردمان هر شهرى مصحف خود را بر اساس تعليم صحابهاى كه قرآن را از زبان پيامبر ( ص ) فراگرفته بود مىخواندند . به اين ترتيب ، تابعان جاى صحابه را گرفتند . و پس از آن ، گروهى عمر خود را صرف قرائت و فراگيرى و حفظ قرآن كردند تا اينكه در اين زمينه امام و مقتداى مردم شدند و همگان به ايشان رجوع مىكردند و قرآن را از آنها فرا مىگرفتند . و چون مردمان سرزمينشان بر فرا گرفتن قرائت از آنان و اعتماد بر روايت قرايى ايشان اجماع كردند ، قرائت قرآن به اينان نسبت داده شد و تمامى امت - كه در اجماع از خطا محفوظ است « 1 » - بر محتواى اين مصاحف و ترك هر چيز مخالف با آنها ، اعم از افزونى ، كاستى و يا تغيير اجماع كردند . زيرا قرآنى بودن آن موارد به وسيلهء تواتر براى امت اثبات نشده بود .
هامش
( 1 ) . اشاره به حديثى است كه ابن ماجه آن را از طريق انس بن مالك از رسول خدا ( ص ) نقل كرده است : « قال انس بن مالك : سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول : إن امتى لا تجتمع على ضلالة . فاذا رأيتم اختلافا ، فعليكم بالسواد الأعظم » . سنن ابن ماجه ، كتاب السنن باب 8 ، 2950