تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
در آن گرد آورد ) است . گويى در معناى لغوى « مصحف » دو لوحهء آن ، يعنى دو جلدى نيز كه ورق‌ها را در بر گرفته و حافظ و ضامن نظم و ترتيب آنهاست ، لحاظ شده است ؛ حال آنكه لفظ « صحف » فاقد اين معناست ؛ هر چند كه با كمى توسع در لفظ « صحف » ، استعمال هر دو لفظ در هريك از دو معنا صحيح است . اما در اصطلاح « صحف » به اوراقى منفصل از يكديگر اطلاق مىشود كه در زمان ابو بكر قرآن به صورت سوره‌هايى مستقل و بدون رعايت ترتيب اما با چينش منظم آيات در آن گرد آمد . و « مصحف » اصطلاحا به اوراقى اطلاق مىشود كه در زمان عثمان قرآن با رعايت نظم و ترتيب آيات و سوره‌هايش بر اساس اجماع امت در آن جمع گشت . برخى از عالمان از صحف ابو بكر با لفظ « مصحف » ياد كرده‌اند . چنان‌كه توضيح داديم ، وجه اين تسميه نيز روش است . صحف تا زمان حيات ابو بكر نزد او باقى ماند ؛ و به هنگام فرا رسيدن مرگ ، آن را به عمر سپرد زيرا وى را به جانشينى خود برگزيده بود . زمانى كه عمر درگذشت ، بنا به وصيت وى ، صحف به دخترش ، ام‌المؤمنين حفصه ، منتقل شد . سپس عثمان آن را از حفصه خواست و مصاحف را از آن نسخه‌بردارى كرد و به وى بازگرداند ، و صحف تا هنگام مرگ نزد وى ماند . مروان ، والى وقت مدينه ، بر جنازهء وى حاضر شد و به عبد اللّه بن عمر ، برادر حفصه ، اصرار كرد كه صحف را براى او بفرستد و عبد اللّه نيز چنين كرد . پيش از آن نيز ، مروان از حفصه صحف را درخواست كرده بود اما او امتناع مىكرد . بر اساس روايتى كه ابن ابى داود نقل مىكند ، مروان اين صحف را سوزاند . « 1 » در روايت ديگرى آمده است كه وى آن را به آب شست ، و بنا به روايتى ديگر ، آن را پاره كرد . مىتوان اين روايات را با هم جمع كنيم يعنى بگوييم مروان براى بزرگ‌داشت كامل صحف و رعايت احترام در محو آن ، ابتدا صحف را در آب شست و سپس آن را پاره كرده و نهايتا سوزانده باشد . همچنان‌كه از او روايت شده است كه گفت : از بيم آنكه روزگار سپرى شود و در آينده كسى درباره صحف ترديد روا بدارد ، اين كار را كردم . « 2 » يعنى كسى بعدها تصور كند محتواى صحف با مصاحف اختلاف دارد . زيرا صحف
هامش
( 1 ) . المصاحف ، ابو بكر عبد اللّه بن ابى داود ، 28 ، 32 ( 2 ) . همان : 24