تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
حافظان و نقل سينه به سينه متكى بوده است . اين روش پيچيدگىها و دشوارىهاى رسم‌الخط عثمانى را هرچه باشد آسان مىسازد . « با آشكار شدن حق ديگر نيازى به سخن نيست » .

بحث تفصيلى دربارهء مصاحف

خوانندهء محترم احتمالا به خاطر دارد كه در مباحث پيشين از پيدايش مصاحف عثمانى ، كتابت و رسم‌الخط آن و سوزاندن مصاحف شخصى متعلق به بعضى از صحابه سخن گفتيم و توضيح داديم كه اختلاف مصاحف شخصى به دليل اختلاف ميزان آگاهى اصحاب نسبت به حروف قرايى ، عدم اطلاع ايشان از نسخ و يا عدم نسخ تلاوت آيات در آخرين عرضهء قرآن بر پيامبر بود . به منظور شناخت كامل مباحثى كه به موضوع مصاحف عثمانى مربوط مىشود ، مىبايد بر مباحث پيشين نكاتى را بيفزاييم .

حروف هفت‌گانه در مصاحف عثمانى

همان گونه كه در مبحث « نزول قرآن بر هفت حرف » ذيل عنوانى خاص به تفصيل شرح داديم ، مصاحفى را كه عثمان استنساخ كرد در مجموع مشتمل بر هفت حرف قرايى بود كه قرآن بر اساس آنها نازل شده بود . مؤيد اين سخن آن است كه مصاحف مذكور از صحفى كه در زمان ابو بكر جمع‌آورى گرديد و نزد حفصه بود نسخه‌بردارى شد . و همگان بر اين نظر اتفاق دارند كه در صحف مذكور قرآن مطابق حروف هفت‌گانه قرايى نوشته شده بود . همچنين ، بر خلاف نظر بعضى از عالمان ، هيچ روايتى وجود ندارد كه به موجب آن عثمان در جمع‌آورى قرآن كاتبان را به رها ساختن شش حرف و تمسك به يك حرف فرمان داده باشد « 1 » . بنابراين ، بايد به آنچه همگان پذيرفته‌اند تا زمانى كه خلافش ثابت نشده گردن نهيم ، زيرا منطقى نيست كه به نفع رأيى ترديدبرانگيز ، نظرى يقينى را رها سازيم . علاوه بر اين ، رفع فتنه‌اى كه در زمان عثمان برپاشد و ايجاد وحدت ميان مسلمانان با رها كردن شش حرف و باقى گذاردن يكى از آنها ممكن نبود ، بلكه آنچه موجب رفع فتنه و برقرارى وحدت كلمه مىشد تأييد آيات به همان صورت نازل
هامش
( 1 ) . اشاره است به نظر طبرى ؛ - مبحث ششم .