« و قضى ربك » مىخوانده است و اين خود دليل بر آن است كه انتساب روايات ضعيف سابق الذكر به او از دسيسههاى زشت دشمنان اسلام است . ابو حيان در كتاب البحر در اين باره مىگويد :
قرائت متواتر « و قضى ربك » است و در حد استفاضه از ابن عباس و حسن و قتاده نقل شده است كه معناى آن أمر ( فرمان داد ) است . ابن مسعود و پيروانش گفتهاند معناى آن وصى ( سفارش كرد ) است « 1 » .
بنابراين ، قرائت و قضى مورد اجماع ابن عباس و ابن مسعود و ديگران است . لذا كسى جز افراد ملحد و دشمنان اسلام به چنين روايات بىارزشى تمسك و استناد نمىكند .
مىگويند روايت شده است كه ابن عباس آيه چهل و هشتم سوره انبياء را چنين مىخواند : « و لقد آتينا موسى و هارون الفرقان ضياء . . » . « 2 » . و مىگفت : « و » را از اين آيه برگيريد و در آيهء
« الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ . . »
. « 3 » قرار دهيد . و همچنين از او روايت شده است كه گفت « و » را از آن آيه برگيريد و در آيهء
« الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ . . »
. « 4 » قرار دهيد « 5 » .
پاسخ ، اولا اين روايات ضعيف هستند و هيچيك به سند صحيح از ابن عباس نقل نشده .
ثانيا ، روايات مذكور با روايات متواتر و مورد اجماع تعارض دارند در نتيجه از درجه اعتبار ساقطاند .
ثالثا ، بلاغت قرآن به عدم سقوط « و » حكم مىكند . زيرا خود ابن عباس در آيهء مذكور فرقان را به نصر تفسير كرده است . بنابراين ، « ضياء » بايد به معنى تورات يا شريعت باشد . پس ميان اين دو كلمه ، به دليل مغايرت در مفهوم ، « و » لازم است .
مىگويند از ابن عباس روايت شده است كه درباره آيه
« . . . مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ . . »
. « 6 » گفت : آن ناشى از خطاى كاتب است . خداوند بزرگتر از آن است كه نورش مانند « نور
هامش
( 1 ) . البحر المحيط ، ابو حيان ، ج 6 ، سورة الاسراء ، 25 ، مكتبة النصر الحديثة .
( 2 ) . صورت صحيح آيه چنين است :« وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً »( انبياء : 48 ) .
( 3 ) . آل عمران : 173
( 4 ) . غافر : 7
( 5 ) . الدر المنثور ، جلال الدين سيوطى ، جزء 4 ، سورة الانبياء ، 320 .
( 6 ) . نور : 35