تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
كه همه چيز بدان ارجاع داده مىشد و بنيادى كه دين بر آن استوار بود « 1 » ، غفلت نمىكردند . به خدا سوگند ، چنين اخبارى بىترديد دروغ و كذب است . « 2 » فرّاء مىگويد : ( اين آيه ) جز به صورت « أ فلم ييأس » تلاوت نشده است . بنا بر آنچه گذشت ، روايت مذكور كه در در المنثور ، و كتاب‌هاى ديگر به ابن عباس نسبت داده شده است ، صحيح نيست . ناگفته نماند كه « أ فلم ييأس » به معناى « آيا نمىدانند » ؟ است . قاسم بن معن مىگويد : اين كلمه به زبان هوازن است ، و در تأييد آن اين شعر عرب جاهلى را نقل كرده است :
أقول لهم ، بالشعب إذ يأسروننى * أ لم تيأسوا أنّى ابن فارس زهدم « 3 »
مىگويند از جمله دلايل مخدوش بودن قرآن خبرى است كه از ابن عباس نقل شده است ، او گفته آيه
« وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ . . »
. « 4 » ، در واقع همان آيهء « و وصّى ربك » است كه « و » به « ص » چسبيده است . او آيه را « و وصّى ربك » مىخواند و مىگفت معنى آن « أمر ربك » ( پروردگارت فرمان داد ) است و يكى از اين دو « و » به « ص » چسبيده است . همچنين از او نقل شده است كه گفت : خداوند اين گفتار را بر زبان پيامبرتان نازل فرمود كه « و وصّى ربك ألّا تعبدوا إلّا إيّاه » پس يكى از دو « و » به « ص » چسبيد . و مردم « و قضى ربك » خواندند . حال آنكه اگر
« قَضى رَبُّكَ »
« 5 » بود ، هيچ‌كس مشرك نمىشد « 6 » . پاسخ : اولا به گفته ابن انبارى اين روايات ضعيف هستند . ثانيا ، اين روايات با روايات متواتر و مفيد قطع و يقين كه قرائت آيه را
« وَ قَضى رَبُّكَ »
مىداند تعارض دارد و هر خبرى كه معارض قطع و يقين باشد از درجهء اعتبار ساقط است . ثالثا ، از خود ابن عباس در حد استفاضه روايت شده است كه وى آيهء مذكور را
هامش
( 1 ) . مراد قرآن كريم است ( 2 ) . الكشاف ، زمخشرى ج 2 ، « تفسير سورة الرعد » : 530 ( 3 ) . در تنگه آن هنگام كه اسيرم كنند خواهم گفت / آيا نمىدانيد كه من پسر تك‌سوار « زهدم » هستم . زهدم بر وزن جعفر نام اسب عنتره و اسب بشر بن عمرو رياحى بوده است ( البحر المحيط ، ابو حيان ، ج 5 ، 392 ) ( 4 ) . اسراء : 23 ( 5 ) . « و پروردگار تو حكم كرد كه . . . » ( 6 ) . الدر المنثور ، جلال الدين سيوطى ، جزء 4 : سورة الاسراء : 170 .