دوم ، پيوستن سند قرائت به رسول خدا ( ص ) . اين ويژگى از خصوصيات امت اسلامى است كه آن را از پيروان ساير اديان متمايز مىسازد . ابن حزم مىگويد :
نقل سخن پيغمبر توسط شخص ثقه كه از ثقهاى ديگر روايت كرده به نحوى كه سلسله سند به صورت متصل به پيامبر برسد خصوصيتى است كه خداوند از ميان ساير ملل تنها مسلمانان را بدان ممتاز گردانيده است . اخبارى كه از حيث سند مرسل « 1 » يا معضل « 2 » هستند در كتابهاى يهود نيز بسيار يافت مىشوند ، با اين تفاوت كه به همان ميزان كه سند اين گونه احاديث ما به پيامبر ( ص ) نزديك مىشود ، آنان نمىتوانند اخبار خود را به موسى نزديك كنند ؛ بلكه فاصله سند احاديث ايشان تا موسى بيش از سى نسل است و آنان اخبار خود را حد اكثر به شمعون و پيامبرانى نظير او مىرسانند . در ميان نصارا نيز به جز حكم تحريم طلاق حديث صحيح و متصل وجود ندارد . اما نقل از طريق راويانى كه در ميان آنان بسى دروغپرداز و مجهولالهويه بوده است در ميان يهود و نصارا فراوان يافت مىشود . در مورد آثار و اخبار صحابه و تابعان نيز يهوديان نمىتوانند سند روايات دينى خود را به صاحب و يار پيامبرى يا فردى از تابعان برسانند . نصارا نيز قادر نيستند سند اخبار دينى خود را به پيش از شمعون و پولس متصل سازند .
آيا رسم الخط مصحف توقيفى است
عالمان درباره رسم الخط مصحف بر سه قولاند :
اول ، رسم الخط مصحف توقيفى است و نگارش قرآن به رسم الخطى ديگر جايز نيست . اين نظر جمهور عالمان است . آنان براى اثبات نظر خود چنين استدلال مىكنند كه پيامبر ( ص ) كاتبانى داشت كه وحى را مىنوشتند . اين كاتبان عملا قرآن را با همين رسم الخط مىنوشتند و پيامبر ( ص ) نحوه نگارش آنان را تأييد كرده است . دوره پيامبر ( ص ) سپرى شد و قرآن با همين رسمالخط باقى ماند و تغيير و تبديلى در رسم الخط آن رخ نداد . فراتر از اين ، به موجب روايات ، پيامبر ( ص ) درباره رسمالخط و كتابت قرآن ضوابطى براى كاتبان وحى وضع كرده بود ، از جمله اين احاديث ، فرموده رسول خدا به معاويه است كه خود يكى از كاتبان وحى بود . پيامبر ( ص ) به معاويه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . مرسل حديثى است كه نام صحابى از سلسله سند آن حذف شده باشد . ( علوم الحديث و مصطلحاتها ، صبحى صالح ، 166 ) .
( 2 ) . معضل ، حديثى است كه نام دو راوى متوالى از سند آن حذف شده باشد . ( همان ، 169 ) .