كند و او نوشت . زيد مىگويد : « گويى كه من جاى آن را بر استخوان حك شده مىديدم » . « 1 » حديث ابن عباس را كه در مبحث جمع قرآن مطرح شد هنوز به خاطر داريد كه گفته بود هرگاه گروهى از آيات بر پيامبر ( ص ) نازل مىشد ، برخى از كسانى را كه نوشتن مىدانستند فرا مىخواند و مىفرمود اين آيات را در آنجا كه از كذا و كذا سخن رفته است قرار دهيد . « 2 » و نيز اين گفتهء پيامبر را فراموش نكردهايم كه فرمود : « من كتب عنى شيئا غير القرآن فليمحه . » « 3 » و همچنين سخن ابو بكر را به زيد بن ثابت كه گفت : « تو مردى جوان هستى كه اتهامى متوجه تو نخواهد شد ، زيرا آياتى را كه بر پيامبر ( ص ) وحى مىشد مىنوشتى . » « 4 » علاوه بر اين ، گفته شد كه اصحاب قرآن را بر روى هرچه كه بدان دسترسى داشتند مىنوشتند ، حتى بر روى استخوانها ، پوستها ، شاخه درختان خرما ، سنگهاى نازك و غيره و اين خود نشاندهندهء سختى آزمونى است كه در اين امر بزرگ با آن مواجه بودند . خداوند از همگى ايشان راضى باد .
ب : رسم الخط مصحف
منظور از رسم الخط يا شيوهء املايى مصحف نگارشى است كه عثمان در نوشتن كلمات و حروف قرآن با آن موافقت كرد . اصل بر اين است كه مكتوبى بىكموكاست و بدون هيچگونه تغيير و تبديل با گويش الفاظ يا ملفوظ مطابقتى تام و تمام داشته باشد . اما در مصاحف عثمانى اين اصل رعايت نشده است و در آنها حروف فراوانى يافت مىشود كه رسم الخط آنها با نحوهء اداى آن مطابقت نمىكند . در اين شيوهء املاء اهداف بلندى نهفته بود كه بعدا بدان خواهيم پرداخت .
عالمان به شيوهء املايى قرآن توجه خاصى مبذول داشتهاند . و كلماتى را كه كتابت آنها مطابق لفظ آنها نبوده است مشخص ساختهاند و برخى از ايشان در اين زمينه دست به
هامش
( 1 ) . سنن الترمذى ، « كتاب تفسير القرآن » ، باب 5 : ج 3031 ؛ صحيح البخارى ، جزء 6 ، كتاب التفسير ، سورة النساء ؛ صحيح مسلم ، كتاب الامر ، باب 40 : ح 141
( 2 ) . سنن ابى داود ، كتاب الصلاة ، باب 122
( 3 ) . « هركس از من چيزى غير از قرآن نوشته است از بين ببرد » . صحيح مسلم ، كتاب الزهد و الرقائن : 72 ( 13 - 3 ) ؛ مسند الإمام احمد حنبل ، ج 3 : 12 .
( 4 ) . صحيح البخارى ، كتاب فضائل القرآن ، باب 3