تمسك كرد .
« وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »
. « 1 »
كتابت قرآن
پس از بيان تاريخ مختصرى از خط و كتابت عربى ، نظر خوانندهء محترم را به بحث كتابت قرآن كه در مبحث « جمع قرآن » گذشت جلب مىكنيم . در آنجا گفتيم كه قرآن در زمان پيامبر ( ص ) و سپس در دورهء ابو بكر و پس از آن در عصر عثمان چگونه و بر روى چه چيزهايى نوشته و گردآورى شد . آن مباحث نشان داد كه حضرت رسول ( ص ) و اصحابش نسبت به كتابت قرآن عنايتى خاص داشتند . بهترين دليل در اثبات اين عنايت آن بود كه پيامبر ( ص ) كاتبانى داشت كه وحى را ثبت مىكردند . از جمله اين كاتبان عبارت بودن از :
چهار خليفهء اول ، معاويه ، ابان بن سعيد « 2 » ، خالد بن وليد « 3 » ، ابىّ بن كعب ، زيد بن ثابت ، ثابت بن قيس « 4 » ، ارقم بن ابى « 5 » ، حنظلة بن ربيع « 6 » و ديگران . هرگاه آيهاى نازل مىشد پيامبر ( ص ) يكى از آنان را فرا مىخواند و دستور مىداد آنچه نازل شده است ، و لو آنكه يك كلمه باشد ، بنويسد . چنانكه روايت شده است به هنگام نزول آيهء شريفهء
« لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ . . »
. « 7 » ابن ام مكتوم و عبد اللّه بن جحش گفتند : اى رسول خدا ما دو نفر كور هستيم ، آيا رخصتى براى ما هست ؟ سپس خداوند عبارت
« غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ »
را نازل فرمود و پيامبر ( ص ) امر كرد « استخوان و دوات بياوريد » و به زيد دستور داد عبارت را ثبت
هامش
( 1 ) . « و خواهش نفس را پيروى مكن كه تو را از راه خدا گمراه مىگرداند » . ( ص : 26 )
( 2 ) . ابان بن سعيد بن العاص اموى ، ابو الوليد ( . . . - 13 ه . ق ) صحابى ( الأعلام زركلى ، 1 : 27 )
( 3 ) . خالد بن وليد بن المغيرة مخزومى قرشى ( . . . - 21 ه . ق ) صحابى ، 18 حديث از وى ثبت شده است .
( الأعلام زركلى ، 2 : 301 )
( 4 ) . ثابت بن قيس بن شماس خزرجى انصارى ( . . . - 12 ه . ق ) صحابى . وى در جنگ يمامه شهيد شد .
( الأعلام زركلى ، 2 : 98 )
( 5 ) . ارقم بن عبد مناف بن اسد مخزومى ، ابو عبد اللّه ( 30 - 55 ه . ق ) صحابى جليل القدر . ( الأعلام زركلى ، 1 : 288 )
( 6 ) . حنظلة بن الربيع بن صيفى تميمى ( . . . - 45 ه . ق ) صحابى . ( الأعلام زركلى ، 2 : 286 )
( 7 ) . « وانشستگان از مؤمنان ، به جز كسانى كه گزندى دارند . با جهادكنندگان در راه خدا به مالها و جانهاى خويش برابر نيستند . . . » ( نساء : 95 )