تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
كرده و كتابى نيز در اين موضوع نوشته است . پيش از او نيز ابن منيه كتابى در اين زمينه نوشته بود . هنگامى كه ابو الوليد نظر خود را مطرح ساخت مورد انتقاد ديگران قرار گرفت و متهم به الحاد شد و بر سر منابر او را دشنام گفتند . سپس مجلس مناظره‌اى تشكيل يافت و او دلايل خود را براى اثبات مدعايش مطرح ساخت ، و آن براهين را براى عالمان سرزمين‌هاى اطراف نوشت و آنان او را به موافقت پاسخ گفتند و تأكيد كردند كه توانايى پيامبر بر كتابت پس از دوره امى بودن نه تنها منافاتى با معجزه ندارد ، بلكه خود معجزه‌اى ديگر است زيرا اين آگاهى بر اساس تعليم و آموزش به دست نيامده است . البته ، برخى از بزرگان با استناد به حديث صحيح « ما پيامبران گروهى هستيم كه نوشتن و حساب نياموخته‌ايم » . « 1 » مطالب كتاب باجى را نپذيرفته و پاسخ گفته‌اند هرجا در احاديث پيامبر واژهء « نوشت » آمده است منظور « امر به نوشتن » است . همچنان‌كه گفته مىشود : « امير به فلانى چنين نوشت » . و در آيهء شريفهء ذكر عبارت « من قبله » پيش از جملهء « و لا تخطه » تقريبا صراحت دارد كه پيامبر مطلقا چيزى ننوشته است . و رجوع قيد « من قبله » به جملهء قبل و بعد امرى شايع نيست . يكى از عالمان گمان كرده است كه اين قيد به جملهء قبل و بعد هر دو راجع است و مىگويد : از اين نكته فهميده مىشود كه پيامبر ( ص ) پس از نزول كتاب قادر به خواندن و نوشتن بوده است . در غير اين صورت ذكر قيد در آيه فايده‌اى دربر نداشت . در حالى كه ملاحظه مىشود بر فرض اينكه بپذيريم قيد « من قبله » به جملهء بعد نيز راجع باشد باز از آيه فهميده نمىشود كه پيامبر ( ص ) بعد از نزول كتاب خواندن و نوشتن مىدانسته ، مگر آنكه حجيت مفهوم مخالف « 2 » را بپذيريم ، حال آنكه مفهوم مخالف امرى ظنى است و حجيت ندارد . آلوسى سپس در رد اين پاسخ‌ها مىگويد : پوشيده نماند كه فرمودهء پيامبر ( ص ) كه « إنا أمة أمية لا نكتب و لا نحسب » بر تداوم نفى كتابت از رسول خدا ( ص ) صراحت ندارد . شايد پيامبر ( ص ) اين سخن را بدين اعتبار فرموده است كه او و اكثريت جامعه‌اى كه در آن مبعوث شد قادر به خواندن و نوشتن نبودند . لذا اين سخن منافاتى با عدم بقاى وصف بىسوادى در اكثريت جامعه ، پس از آن تاريخ ندارد .
هامش
( 1 ) . « إنا أمة امية لا نكتب و لا نحسب » صحيح البخارى ، كتاب الصوم ، باب 13 ؛ صحيح مسلم ، كتاب الصيام : ح 15 ؛ سنن ابو داود ، كتاب الصوم ، باب الشهر يكون تسعا و عشرين ؛ سنن النسائي ، كتاب الصيام ، باب 17 . ( 2 ) . سيرة الحلبية ، ج 1 : 24 ؛ چاپ مهر ؛ البحر المحيط ، ابو حيان ، ج 7 : 155