تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
مصحفى كه در زمان عثمان نوشته شد اجماع كردند . اين اجماع تنها در صورتى ممكن بود كه نظم و ترتيب مورد توافق ايشان در سوره‌ها ناشى از توقيف پيامبر ( ص ) باشد . زيرا اگر نظم و ترتيب مصحف عثمان ناشى از اجتهاد بود ، مىبايد صاحبان مصاحف مختلف بر مخالفت خود پاى مىفشردند . اما مىبينيم كه آنان چنين نكردند ؛ و نه تنها از نظم موجود در مصاحف خود منصرف شدند ، بلكه از مصاحف خويش نيز دست شستند و آنها را سوختند و جملگى مصحف عثمان و نظم و ترتيب سوره‌هاى آن را پذيرفتند . طرفداران اين نظر همچنين رواياتى را در تأييد عقيده خود و به عنوان دلايلى كه اجماع مذكور مستند بدانهاست ذكر مىكنند . از جمله اين روايات خبرى است كه امام احمد و ابو داود از حذيفه ثقفى نقل كرده‌اند كه گفت : « من يكى از اعضاى هيئت ثقيف بودم كه ايمان آوردند » . تا آنجا كه مىگويد : رسول خدا ( ص ) به ما فرمود : هم‌اكنون حزبى از قرآن به خاطر آوردم ، تصميم گرفتم تا زمانى كه آن را به پايان نرساندم از خانه خارج نشوم . از اصحاب رسول خدا پرسيديم : چگونه قرآن را به حزب تقسيم مىكنيد ؟ گفتند : به اين ترتيب كه 3 سوره قرآن را يك حزب و 5 سوره ، 7 سوره ، 9 سوره ، 11 سوره ، 13 سوره بعد را هريك حزب قرار مىدهيم و سوره‌هاى مفصّل را از سورهء ق تا پايان قرآن نيز يك حزب به شمار مىآوريم « 1 » . به عقيدهء طرفداران اين نظر ، خبر مذكور دلالت مىكند كه ترتيب سوره‌هاى قرآن در زمان رسول خدا ( ص ) همان است كه ما اكنون در قرآن ملاحظه مىكنيم . به نظر ما چنين دلالتى چندان ظاهر و آشكار نيست و تنها مىتوان ظهور حديث مذكور را در مورد ترتيب سوره‌هاى حزب مفصّل پذيرفت . نه در مورد تمامى احزاب قرآن . اين گروه همچنين استدلال مىكنند كه سوره‌هايى كه به لحاظ مضمون با يكديگر هماهنگ و متجانس هستند به طور منظم و در پى هم نيامده‌اند . اگر نظم و ترتيب سوره‌هاى قرآن امرى اجتهادى بود ، مىبايست اين شباهت و انسجام در نظم سوره‌ها همواره رعايت مىشد . در حالى كه چنين نيست ، به دليل اينكه در سوره‌هايى كه با تسبيح خداوند آغاز مىشوند ( سورهاى مسبّحه ) علىرغم شباهت ، ترتيب و توالى رعايت نشده و ميان آنها سورهء قد سمع و ممتحنه و منافقين فاصله ايجاد كرده است .
هامش
( 1 ) . سنن ابى داود ، كتاب الصلاة ، باب تحزيب القرآن : 220 ، مسند الامام احمد حنبل ، ج 4 : 9 و 342 .