4 . مسلم از عمر روايت مىكند كه گفت :
من راجع به هيچچيز بيش از موضوع كلالة از رسول خدا ( ص ) سؤال نكردم ، تا آن كه با انگشت خود به سينهء من زد و فرمودند : آيه صيف كه در آخر سوره نساء است تو را كفايت مىكند « 1 » .
ملاحظه مىشود كه پيامبر ( ص ) او را به مكان آيه در سوره نساء راهنمايى مىكند . اين آيه همان فرمودهء خداوند سبحان است كه مىفرمايد
« يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ . . »
.
ملاحظه : برخى گفتهاند قرآن 77934 كلمه دارد و برخى ديگر عدد ديگرى ذكر كردهاند . گفته شده است كه علت اين اختلاف در تعداد كلمات آن است كه يك كلمه داراى معانى حقيقت و مجاز ، صورت لفظى و رسم الخطى است و كلمه را به هريك از اين اعتبارات مىتوان در نظر گرفت . دانشمندان نيز هر كدام يكى از اين اعتبارات مجاز را برگزيدهاند . سخاوى مىگويد :
در دانستن تعداد كلمات و حروف قرآن فايدهاى نمىبينم زيرا اگر فايدهاى بر آن متصور باشد تنها در مورد كتابى خواهد بود كه احتمال زيادت و نقصان در آن ممكن باشد و چنين امرى در مورد قرآن ممكن نيست « 2 » .
اما احاديثى در ارزش حروف وارد شده است . از جمله ترمذى اين حديث را به صورت مرفوع از ابن مسعود نقل مىكند : « من قرأ حرفا من كتاب اللّه فله به حسنة و الحسنة بعشر أمثالها لا اقول الم حرف و لكن الف حرف و لام حرف و ميم حرف . » « 3 »
طبرانى نيز حديث مرفوعى از عمر بن خطاب نقل مىكند . متن حديث چنين است :
قرآن يك ميليون و بيست و هفت هزار حرف دارد . هركس با بردبارى و از سر تأمل آن را بخواند به ازاى هر حرف همسرى از حور العين خواهد داشت . « 4 »
هامش
( 1 ) . « ما سألت البنى ( ص ) عن شىء اكثر مما سألته عن الكلالة حتى طعن بإصبعه فى صدرى و قال تكفيك آية الصيف التى فى آخر سورة النساء » . صحيح مسلم ، ج 3 ، كتاب الفرائض ، باب 2 ، ح 1617 ( با اندكى اختلاف در لفظ ) .
( 2 ) . الإتقان ، سيوطى ، ج 1 ، نوع 19 : 186 .
( 3 ) . « هركس كتاب خدا را بخواند حسنهاى براى او خواهد بود - حسنهاى ده برابر حسنات ديگر - نمىگويم الم حرفى است بلكه الف يك حرف ، لام يك حرف و ميم يك حرف » ، سنن الترمذى ، كتاب فضائل القرآن ، باب 16 ، 2910 .
( 4 ) . « القرآن ألف ألف حرف و سبعة و عشرون ألف حرف . فمن قرأه صابرا محتسبا كان له بكل حرف زوجة من الحور العين » .