تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
كتاب خدا و هدايت‌هاى پيامبر كوتاهى مىورزيدند ؟ عامل سوم : اسلام اصحاب را به راست‌گويى امر و مطلقا از دروغگويى نهى مىكرد ، مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ »
« 1 » . نيك روشن است كه اين خطاب در چنين مقامى با مقدم داشتن امر به تقوا ، بر اين حقيقت اشاره دارد كه راست‌گويى مورد نظر از مقتضيات ايمان و پايه‌هاى تقواست . از اين خطاب چنين فهميده مىشود كه راه دروغ‌زن و مفترى راه كفر و طغيان است . همچنان‌كه خداوند سبحان در اين آيه بدان تصريح مىكند :
« إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ »
« 2 » . پيامبر ( ص ) در اين باره مىفرمايد : « عليكم بالصدق فإنه مع البرّ و هما فى الجنة و إياكم و الكذب فإنه مع الفجور و هما فى النار » « 3 » . صفوان بن سليم « 4 » روايت مىكند كه عرض كرديم اى رسول خدا ؛ آيا مؤمن ترسو مىشود ؟ فرمود : آرى . عرض كرديم : آيا بخيل مىشود ؟ فرمود : آرى . پرسيديم آيا دروغ‌زن مىشود ؟ فرمود : خير « 5 » . تأمل در حديث اول نشان مىدهد كه چگونه راست‌گويى فرد را به سوى نيكى و بهشت و دروغ‌زنى وى را به سوى طغيان و آتش رهنمون مىشود . همچنين ، دقت در مضمون حديث دوم روشن مىسازد كه چگونه دروغ‌زنى بدتر از ترس و بخل به شمار آمده است . طبق اين حديث ، دروغ‌گويى به چنان صورت زشتى تصوير شده است كه هرگز با ايمان در كسى جمع نمىشود . هرگاه كه دريابيم پيامبر ( ص ) در زشت شمردن دروغ چنان پيش مىرود كه حتى در امور بىارزش و ساده هم از دروغ نهى مىكند تعجبمان دو چندان خواهد شد . به پيامبر گوش بسپاريم كه سخت و غير قابل انعطاف از دروغ‌گويى حتى در در شوخى نهى مىكند : « ويل للذى يحدث ليضحك هذا القوم فيكذب ! ويل له ، ويل له » « 6 » . و باز
هامش
( 1 ) . « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از خدا پروا كنيد و با راستگويان باشيد . » ( توبه : 119 ) ( 2 ) . « همانا كسانى دروغ مىبافند كه به آيات خدا ايمان ندارند و آنانند دروغ‌گويان . » ( نحل : 105 ) ( 3 ) . « راست‌گويى را پاس داريد كه همراه نيكى است و جايگاه اين دو در بهشت است . از دروغ بپرهيزيد كه همراه ظلم است و جايگاه اين دو در آتش . » سنن ابن ماجة ، كتاب الدعاء ، باب 5 : 3849 ( 4 ) . صفوان بن سليم مدنى ابو عبد اللّه و ابو الحارث قرشى زهرى ( . . . - 132 ه . ق ) . ( تهذيب الكمال فى اسماء الرجال ، جمال الدين يوسف همزى ، ج 13 : 184 ) ( 5 ) . قلنا يا رسول اللّه : أ يكون المؤمن جبانا ؟ قال : نعم . قلنا : أ فيكون بخيلا ؟ قال : نعم . قلنا : أ فيكون كذابا ؟ قال : لا . » الموطأ ، مالك ، كتاب الكلام ، باب ما جاء فى الصدق و الكذب ، 19 . ( 6 ) . « واى بر كسى كه براى آنكه جمعى را بخنداند دروغ مىگويد . واى بر او ، واى بر او . » سنن الترمذى ، كتاب
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 361 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين