تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
شمار مىرفت نمىتوانست عاملى براى حزم و احتياط اصحاب نسبت به كتاب و سنت باشد ؟ زيرا شهرت و گسترش يك امر و جارى شدن آن بر زبان‌ها موجب وضوح و روشن شدن آن مىشود ، به طورى كه نه با چيزى آميخته و آلوده مىگردد ، و نه ناروايى با آن درمىآميزد و نه ناخالصى مىپذيرد . عامل پنجم : فراهم بودن امكان تأمل و بررسى براى صحابه و سهولت دست‌يابى به حقيقت در برخى از امور مربوط به كتاب و سنت كه درك آن برايشان پيچيده مىشد . زيرا صحابه به دليل هم عصرى با رسول خدا ( ص ) در طول حيات آن حضرت با ايشان ارتباط داشتند . بنابراين ، رسول خدا دل‌هاى ايشان را از بيمارى شك و ترديد بهبود مىبخشيد و با تابش نور علم و دانش و حقايق يقينى قلب‌هاى ايشان را آرام و راحت مىساخت . پس از غروب خورشيد نبوت و پيوستن رسول خدا ( ص ) به جوار پروردگارش نيز تماس با كسانى كه خود از رسول خدا حديث شنيده بودند آسان بود . مسلمانان ايشان را كه در آن زمان شهادتشان فراوان بود در سرزمين‌هاى خود پذيرا مىشدند و در محافل و مجالسشان حضور مىيافتند . بنابراين اگر كسى در آيه‌اى از كتاب خدا و يا خبرى از رسول خدا ترديد پيدا مىكرد ، امكان آن را داشت كه بدون هيچ‌گونه مشكل و زحمتى از ده‌ها نفر پىجويى و تحقيق كند . عامل ششم : اصحاب از شجاعتى فطرى و طبيعتى صريح برخوردار بودند ؛ از كودكى با اين خصايل رشد كرده بودند ، بنا به فطرت و محيط زندگى ، طبيعتى چنين يافته بودند ؛ مانند جامعه‌اى ساده و ابتدايى كه نه از فريبندگىهاى پرزرق‌وبرق تمدن چيزى مىداند و نه بانفاق و آلودگىهاى مدنيت خو گرفته است . سپس اسلام آمد و همين خصايل و صفات نيكو را در ايشان تقويت و تشديد كرد و تمدنى صحيح و مدنيتى پاكيزه آن‌گونه كه در راست‌ترين سخنان ( كتاب خدا ) و نيكوترين هدايت‌ها ( سنت پيامبر ) بتوان وصف آن را يافت بنا نهاد ، آن‌چنان‌كه آن مرد به هنگامى كه عمر بر جايگاه خود ايستاده و سخن مىگويد ، در ميان جمعيت بپامىخيزد و به دو پاسخى قوى و صحيح و تند مىدهد « 1 » . و يا آن زن كه نظر خليفه را ناصواب مىبيند در ميان مسجد برمىخيزد سخن وى را قطع كرده
هامش
( 1 ) . تفسير المنار ، شيخ محمد عبده ، ج 5 : 462 .