بسيارى از آن اختلاف نظرهاى حيرتانگيزى وجود دارد و كسى از صورت صحيح آنها مطلع نيست !
اينان از اتهامى به اتهام ديگر مىپردازند و براى اثبات دروغى به دروغ ديگر استناد مىكنند ، و با اين كار عقل و كرامت خود را بىاعتبار مىسازند ، چه به انگيزش هوا و هوس و تعصبات كور خويش است كه سخنانى تا بدين حد سست و سخيف گفتهاند .
خواننده هوشيار آگاه است كه قرآن فعلى به همان صورت كه پيامبر ( ص ) بيان داشته ، و همان گونه كه خداوند در لوح محفوظ مقدر فرموده ، مصون از هر تغييرى به دست ما رسيده است :
« . . . وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ . لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »
« 1 »
در پاسخ به اين ادعا كه اختلافات شگفتانگيزى بر سر آيات وجود دارد ، بايد گفت در مبحث نزول قرآن بر هفت حرف ، حدود اختلافات وجوه قرايى و حكمت آن را بيان كرديم و نشان داديم كه آن اختلافات اساسا تعارض و تناقضى را موجب نمىگردد تا اين كه شگفتانگيز باشد . در مورد صحت نصوص قرآنى نيز روشن است كه گروه زيادى از كسانى كه امكان تبانى ايشان بر كذب وجود ندارد در هر طبقهاى و هر دورهاى از تاريخ امت اسلامى از زمان پيامبر ( ص ) تاكنون نص قرآن مبين را فراگرفته و به خاطر سپردهاند .
بنابراين ، ادعاى اين بىخردان دجال صفت مبنى بر اينكه هيچكس از صورت صحيح قرآن مطلع نيست ادعايى مفتضح و دروغى آشكار است . صاحب كتاب مسلّم الثبوت « 2 » كه از مشهورترين كتابهاى اصول فقه اسلامى است - در اين باره مىنويسد :
آنچه به خبر واحد نقل شده است قطعا قرآن نيست و در اين مورد هيچيك از پيروان مذاهب اسلامى اختلافى ندارند . دليل آن است كه اولا قرآن تحدى كرده است ، بنابراين به اندازهء كافى انگيزه براى نقل آن فراهم بوده است . ثانيا ، قرآن هم به اعتبار لفظ و هم به اعتبار معنا مرجع و مأخذ احكام بوده است ، لذا ياران پيامبر براى حفظ آن به صورت تواتر قطعى تمام كوشش خود را مبذول مىداشتهاند ؛ و طبيعتا هر امرى كه انگيزهء كافى براى نقل متواتر آن وجود داشته باشد ، عادتا و معمولا متواتر نقل مىگردد ، و وجود آن امر عادتا ملزوم تواتر
هامش
( 1 ) . « هرآينه آن كتابى است بىهمتا و ارجمند كه باطل از پيش آن و از پس آن بدان راه ندارد . » ( فصلت : 41 )
( 2 ) . محب الله ابن عبد الشكور بهارى هندى ( . . . - 1119 ه . ق ) قاضى . از آثار اوست مسلم الثبوت در اصول فقه ، الجوهر الفرد و سلم العلوم در منطق ( الأعلام زركلى ، 5 : 283 )