معنا اختلاف نظر وجود دارد ، اشاره به تعدد قرائات و وجوه بيان قرآن است ، كه قبلا در مبحث نزول قرآن بر اساس هفت حرف به اندازهء كافى دربارهء آن و بطلان سخن مخالفان سخن گفتيم . در مبحث قرائات ، نيز درباره اين موضوع بيشتر سخن خواهيم گفت . و اگر منظور ايشان چيز ديگرى است ، بايد آن را روشن سازند . در اينجا جهت يادآورى به اين نكته اكتفا مىكنيم كه اختلاف حروف و قرائات قرآن امرى مقتضاى حكمت بوده و فراگيرى دعوت اسلامى آن را موجب مىگشته است ؛ به ويژه براى كسانى كه در زمان رسول خدا ( ص ) بودند . مردمى كه علىرغم اختلاف قبايل و تنوع لهجهها و تباين گويشهايشان ، معرفت واحد آنان را به هم پيوند مىداد و زبان عام عربى ميانشان وحدت ايجاد مىكرد . بنابراين تنوع قرائتها و نحوه تلفظ الفاظ قرآن را نمىتوان نقص به شمار آورد ، زيرا اين امر موجب شد تا قرآن در همه قبايل عرب راه يابد ، و امكان تلاوت و فهم معانى آن براى همه آنان فراهم آيد و كسى نتواند ادعا كند كه اگر قرآن به زبان ما گفته مىشد ، قدرت برابرى و هماوردى با آن را داشتيم و با بلاغت آن همسرى مىنموديم . « و خداوند بر كار خويش چيره و تواناست و ليكن بيشتر مردم نمىدانند . » « 1 »
خامسا ، اين گفته ايشان كه محال است قرآن فعلى حاوى همه آيات نازل شده باشد .
باز سخنى است غير مستند و فاقد مدرك و برهان و ازاينرو به پاسخگويى نمىارزد . اگر استناد ايشان در اين ادعا همان استدلالهاى سابق است ، كه آن دلايل از خانه عنكبوت نيز سستتر است . توضيحات گذشته سستى و بىبنيادى آنها را آشكار ساخت و اگر به سخنى كه به ابن عمر نسبت داده شده است استناد كردهاند ، آب در هاون كوبيدهاند ، زيرا نسبت اين سخن به ابن عمر خطا و كذب است . بر فرض صحت ، اين خبر روايتى موقوف است و سند آن به رسول خدا نمىرسد . اگر حديث مرفوع نيز شمرده شود ، با دلايل قطعى متواتر دربارهء تواتر قرآن و بر كنار ماندنش از فزونى و كاستى تعارض دارد ؛ و هر روايت با هر درجهاى از صحت سند ، در صورت تعارض با دليلى قطعى از درجه اعتبار ساقط است .
سادسا ، بخش آخر اين شبهه از قسمتهاى ديگر آن بىپايهتر و سستتر است ، زيرا بر كذب و ياوه مبتنى است . در اين بخش افترايى به قرآن بستهاند و آن اينكه در آيات
هامش
( 1 ) . يوسف : 21