تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
چيزى است كه تواتر اقتضاء مىكند ؛ حال چگونه مىتوان منفرد بودن ابو خزيمه را در نوشتن آيات مذكور نفى تواتر تلقى كرد . ثانيا ، نظير همين اشكال را به روايت زيد درباره آيهء
« مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ . . »
. « 1 » وارد كرده‌اند . در حالى كه معناى اين روايت آن است كه زيد آيه مذكور را به صورت مكتوب نزد كسى جز خزيمه بن ثابت انصارى نيافت . دليل بر اينكه زيد از گفته خود همين معنا را مراد كرده آن است كه مىگويد : آيه‌اى از سوره احزاب را گم كرده بودم ، تعبير گم كردم ، مفهم اين معنا است كه وى آيه را از حفظ داشته و مىشناخته اما متن مكتوب آن را گم كرده و تنها نزد خزيمه يافته است و گر نه چه كسى زيد را از گم شدن آيه مطلع ساخت ؟ ثالثا ، بر فرض اينكه منظور زيد آن بوده است كه ابو خزيمه و خزيمه تنها كسانى بودند كه آيات پايانى سورهء توبه و آيه سورهء احزاب را از حفظ داشته‌اند ، سخن زيد را نمىتوان دليلى بر عدم تواتر آيات مذكور دانست ؛ زيرا كلام زيد نهايتا بر اين امر دلالت خواهد داشت كه در ابتدا اين دو تن تنها كسانى بودند كه آيات مذكور را به ياد داشتند ، اما پس از آن صحابه نيز آنها را به خاطر آورده‌اند ، با اين تذكر كه احتمال تواطؤ بر كذب در مورد صحابه منتفى است . بنابراين ، پس از حاصل شدن تواتر درباره آيات مذكور اين آيات در كنار آيات ديگر قرآن نوشته شدند . شبههء ششم : مىگويند آيات قرآن از بيم مفقود شدن بر روى سنگ و برگ درخت و استخوان نوشته مىشد اما بخش زيادى از آنها نيز در حافظهء افراد مىماند . اين وضعيت مشكلات متعددى به وجود آورد كه محققان را براى اثبات عدم شمول قرآن فعلى بر همه آيات مطرح شده از سوى پيغمبر كفايت مىكند . درباره آيات موجود نيز بعضا از نظر قرائت ، لفظ و معنا ، اختلافاتى وجود دارد . به ديگر سخن ، محال است كه قرآن فعلى حاوى همه آيات نازل شده باشد ، زيرا مسلما تعدادى از آيات ، كه كم هم نيست ، از بين رفته‌اند و بخش ديگرى نيز فراموش شده‌اند . ابن عمر مىگويد : شما هرگز نگوييد همهء قرآن را فرا گرفتم ، زيرا بخش زيادى از قرآن از بين رفته است . بلكه بايد گفت آنچه از قرآن مانده است فرا گرفتم « 2 » .
هامش
( 1 ) . احزاب : 23 ( 2 ) . فتح البارى ، عسقلانى ، ج 9 : 16 ( با اندكى اختلاف در لفظ )