است . بنابراين ، هرگاه لازم يعنى تواتر منتفى گردد ، قطعا ملزوم نيز منتفى خواهد شد . پس ، آنچه به صورت آحاد نقل شده باشد متواتر نيست و لذا قرآن نخواهد بود « 1 » .
موضعى استوار از مواضع دفاع از كتاب و سنت
مطالعه و بررسى شبهات گذشته و امثال آن نشان مىدهد كه صاحبان آنها مىكوشند تا از طريق خدشه در كار صحابه قرآن را مورد طعن و ترديد قرار دهند . بر اين اساس ، گاه مىگويند اصحاب به هنگام جمع قرآن آن را از حفظ نبودهاند و حافظان قرآن پيش از جمعآورى فوت كرده و يا كشته شده بودند و گاهى مىگويند اصحاب در جمعآورى قرآن نه تنها دقت و تأمل به خرج نمىدادند ، بلكه در آن بسيار دست مىبردند و هرچه به مصلحت مىديدند مىافزودند يا مىكاستند !
از اين ناحيه حملههاى بسيارى از سوى دشمنان به اسلام شده است به طورى كه اگر تنها قصد بيان اين شبهات را داشته باشيم ، حجم كتاب حاضر پاسخگو نخواهد بود .
مضافا بر اينكه از فضاى مطبوع و آرام علمى خارج خواهيم شد و لاجرم به عرصهاى سراسر قيل و قال و جدل و كشمكش و دفاع و پيكار درخواهيم افتاد . همچنين دشمنان اسلام ، سنت و حديث نبوى را نيز از طريق قدح در ياران آن حضرت مخدوش جلوه مىدهند . گاه اين حقيقت را بعيد و دور از واقع شمردهاند كه اصحاب حديث را از حفظ داشتهاند ، از آن رو كه گستردگى و تنوع آنها بسيار بوده است . و گاه نيز آنان را به خيانت و دستكارى در حديث و بىاحتياطى و بىمبالاتى درباره آن متهم ساخته و بر اساس آن افتراهايى بنا نهادهاند كه هيچ دليلى بر اثبات آنها ندارند . هدف ايشان از اين اتهامات گستاخانه عليه صحابه آن است كه اعتماد مردم را به كتاب خدا و سنت رسول خدا سست كنند تا از يكسو مسلمانان در دين خود گرفتار فتنه آيند ؛ و از ديگر سو ، غير مسلمانان در روىآورى به اسلام با موانع و ترديدهاى فكرى مواجه شوند ؛ زيرا همواره اين نگرانى را دارند كه اسلام با جذابيتها و قدرت و صلابت منطقى و تعاليم نورانى خويش آنان را به سوى خود جلب كند .
هامش
( 1 ) . فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت فى اصول الفقه ، عبد العلى محمد بن نظام الدين انصارى حاشيهء كتاب المستصفى من علم الأصول ، ج 1 : 9 ( با اندكى تصرف در نقل )