تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
اشعارشان و مأخذ انساب و مفاخر و ياد جنگ‌هاى خود قرار داده بودند ، اعتماد بر محفوظات نسبت به استناد و اتكاى بر مكتوبات ، رواج بيشترى داشت . اما توجه پيامبر ( ص ) و اصحابش به قرآن بسيار بيش از اينها بود ، به طورى كه تأكيد بر حفظ و به ياد سپردن قرآن ايشان را از كتابت آن ، در حدى كه وسايل و امكانات كتابت در آن زمان اجازه مىداد ، غافل نساخت . تأكيد فوق‌العاده پيامبر ( ص ) به ضبط و ثبت و محافظت از قرآن ، آن حضرت را بر آن داشت افرادى را به عنوان كاتب وحى تعيين كند . هر زمان كه آيه‌اى نازل مىشد ، پيامبر ( ص ) كاتبان وحى را به نوشتن آن امر مىكرد ، تا به اين ترتيب كتابت قرآن ، به حفظ آن يارى رساند و نقش كلمات به حال به ياد سپردن آن مفيد افتد . برخى كاتبان وحى عبارت بودند از : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ، معاويه ، ابان بن سعيد ، خالد بن وليد ، ابى بن كعب ، زيد بن ثابت ، ثابت بن قيس . پيامبر ( ص ) پس از نزول هر آيه ، مكان ضبط آن را در سوره براى آنان مشخص مىكرد . آيات را بر روى اشيائى كه در دسترسشان بود ، نظير برگ درخت خرما ، سنگ‌هاى صاف و نازك ، اوراق ، پوست حيوانات ، استخوان كتف يا دنده حيوانات مىنوشتند . سپس آيات مكتوب را در خانه رسول خدا ( ص ) مىگذاشتند . دوران پربركت رسالت در حالى سپرى شد كه قرآن به اين شيوه گردآمده بود . اما اين مجموعه نه به صورت مجموعه‌اى از اوراق بود و نه به صورت كتاب ، بلكه همان‌طور كه گفتيم ، نوشته‌هاى پراكنده‌اى بود بر برگ‌ها و استخوان‌ها و . . . ابن عباس مىگويد : هرگاه سوره‌اى بر پيامبر ( ص ) نازل مىشد ، بعضى از كاتبان را فرا مىخواند و مىفرمود : اين آيه در فلان سوره ، در آنجا كه فلان مطلب ذكر شده ، قرار دهيد « 1 » . زيد بن ثابت مىگويد : نزد رسول خدا مىآمديم و قرآن را در اوراق جمع مىآورديم « 2 » . اين جمع‌آورى همانا مرتب كردن آيات بر اساس راهنمايى پيامبر ( ص ) بود و بنا بر دستور جبرئيل انجام شد . در احاديث آمده است كه جبرئيل مىگفت : فلان آيه را در فلان موضع قرار دهيد « 3 » . بدون شك فرشته وحى جز به فرمان خداوند امر نمىكرد .
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، 36 . ( 2 ) . سنن الترمذى ، كتاب المناقب ، باب فضل الشام و اليمن : ح 3954 و مسند الامام احمد حنبل ، ج 5 : 185 با اندكى اختلاف در لفظ حديث ( 3 ) . جامع البيان فى تفسير القرآن ، طبرى ، ج 1 : 34 ، المستدرك حاكم ج 2 ، كتاب التفسير ، باب وجه افتراق سورة