است . مسلم حديث صحيحى از پيامبر ( ص ) نقل كرده است كه فرمود : پروردگارم فرمود در ميان قريش قيام كن و آنان را انذار ده . عرض كردم : پروردگارا ، چنان بر سرم خواهند كوفت كه همچون تكه نانى خرد شود . فرمود : من تو را به آنان و آنان را به تو آزمايش مىكنم . و كتابى بر تو نازل خواهم كرد كه هيچ آبى آن را نشويد . و تو آن را در خواب و بيدارى بخوانى . پس از آن ، سپاهى به سوى ايشان گسيل كن من نيز سپاهى نظير آن خواهم فرستاد به كمك كسانى كه تو را اطاعت مىكنند . با آنان كه از دعوتت سر مىپيچند به جنگ و بر كسانى كه تو را يارى مىرسانند انفاق كن . « 1 » خداوند متعال در اين حديث پيامبر ( ص ) را آگاه مىكند كه در حفظ كردن قرآن به اوراقى كه آب آن را مىشويد نيازى نيست ، بلكه او نيز مانند امتش كه در وصفشان گفتهاند قلوبشان كتابهايشان بود ، در هر حالى قرآن را خواهد . بر خلاف اهل كتاب كه وحى را تنها به صورت مكتوب حفظ كردهاند و از روى نوشته مىتوانند آن را بخوانند و نه از حفظ « 2 » .
خبرى كه بخارى در صحيح خود از انس بن مالك نقل كرده است با مطالبى كه قبل از اين گفتم تعارضى ندارد .
انس مىگويد :
پيامبر ( ص ) رحلت فرمود در حالى كه تنها اين چهار تن قرآن را فراهم گردانيده بودند :
ابو درداء ، معاذ بن جبل ، زيد بن ثابت و ابو زيد . و گفت : ما از او ارث برديم « 3 » .
اين ابو زيد نامش قيس بن سكن است ، ابو داود نيز به شرط شيخين اين روايت را نقل كرده است . دليل عدم تعارض اين است كه حصر مورد اشاره در حديث حصرى نسبى است ، نه حصر حقيقى كه جمع قرآن را توسط غير اين چهار تن در زمان حيات رسول خدا ( ص ) نفى كند . دليل بر اينكه حصر مذكور حصرى اضافى است و نه حقيقى ، روايت ديگرى است كه بخارى از خود انس در همين زمينه نقل كرده است :
قتاده از انس پرسيد چه كسانى در زمان رسول خدا ( ص ) قرآن را جمع كردند ؟ انس پاسخ داد : چهار تن كه همگى از انصار بودند : ابى بن كعب ، معاذ بن جبل ، زيد بن ثابت ، ابو زيد « 4 » .
هامش
( 1 ) . در صحيح مسلم ، كتاب الجنة باب 16 ، حديثى مشابه با تفاوت در لفظ و معنى ثبت شده است .
( 2 ) . النشر فى القراءات العشر ، ابن جزرى ، ج 1 : 6 .
( 3 ) . صحيح البخارى ، كتاب فضائل القرآن ، باب 8 .
( 4 ) . صحيح البخارى ، كتاب فضائل القرآن ، باب القراء فى اصحاب النبى و كتاب مناقب الأنصار ، مناقب