گياهان و جمادات ياد مىكند و مانند آن ؛ گاه در طرح اين مظاهر شيوهء ذكر پى در پى و شرح آنها را پيش مىگيرد ؛ و گاه نيز روش سوگند و قسم را اختيار مىكند . زيرا سوگند و قسم بيانگر عظمتى است كه خداوند در اين نعمتها نهاده است - عظمتى كه بر توحيد و كبريايى او دلالت كنند - تا همراه شدن نعمتهاى مذكور با قسم و مدار سوگند قرار گرفتن آنها صحيح و منطقى باشد . ازاينرو ، خداوند به امور حسى و معنوى سوگند ياد مىكند . نمونههاى قسم به امور حسى را قبلا ذكر كرديم . از نمونههاى امور معنوى اين آيات را مىتوان ذكر كرد :
« وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ . إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ . عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
. « 1 » خداوند با اين قسمهاى حسى و معنوى مخاطبان را به ارزش نعمتهايى كه برايشان عطا فرموده است تنبه مىدهد و از جهالت شرك و اعتقاد به خدايان دروغين بازشان مىدارد ؛ خدايانى كه نه موجب ضررى هستند و نه سودى و هيچ نقشى در آفرينش اين خلقت عظيم ندارند . همچنانكه مىفرمايد :
« قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ . وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ »
. « 2 » نيك روشن است كه براى نجات كسى كه به بيمارى شرك گرفتار آمده است هيچ راهى به جز شيوهء بىهمتايى كه قرآن با عرضهء دلايل توحيد و نشانههاى آفرينش خداوند بر مشركان در پيش گرفت وجود ندارد . اين شيوه روش مطمئنى در برابر مشرك است ، حتى اگر او فيلسوف يا نابغهاى يگانه و يا استاد متفكران و روشنفكران باشد . بنابراين بر خلاف نظر فتنهگران ، قسم ياد كردن قرآن به مخلوقات و امور حسى نشانهء سادگى و بساطت مخاطبان و بىفرهنگى جامعه مكه نيست . « اين نيست مگر دروغى فرابافته . »
هامش
( 1 ) . « سوگند به قرآن با حكمت . كه همانا تو از فرستادگانى . و بر راه راست . » ( يس : 2 - 4 )
( 2 ) . « بگو مرا گوييد آنچه جز خدا مىخوانيد به من بنماييد كه چه چيز از اين زمين را آفريدهاند ؟ يا مگر در ( آفرينش ) آسمانها شركت داشتهاند ؟ اگر راستگوييد براى من ( دليلى از ) كتابى كه پيش از اين آمده باشد يا بازماندهاى از دانش بياريد . و كيست گمراهتر از كسى كه به جاى خدا كسى را مىخواند كه تا روز رستاخيز او را پاسخ نمىدهد و آنها از خواندن ايشان بىخبرند ؛ و چون مردم برانگيخته و فراهم شوند ، دشمن آنان باشند و پرستش ايشان را انكار كنند . » ( احقاف : 4 - 6 )