تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ . . . »
« 1 » ،
« يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ . . . »
« 2 » ،
« كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ . . . »
« 3 » ،
« وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ . . . »
« 4 » ثالثا ، اگر ادعاى ايشان صحيح بود ، مىبايست تأثير اهل كتاب مدينه بر عرب‌هايى كه در اين شهر با ايشان زندگى مىكردند يا بر مجتمعات اطراف خود ، از جمله مكه و ساير نقاط جزيرة العرب ، آشكار مىبود . و اگر چنين نظرى صحت داشت ، خود اهل كتاب به پيامبرى و رسالت سزاوارتر بودند و مىبايست افراد زيادى از سخنوران عرب و بازرگانان قريش كه با اهل كتاب مدينه و شام آميزشى گسترده داشتند در ادعاى پيامبرى بر محمد ( ص ) پيشى مىگرفتند . رابعا ، قرآن همهء اهل مكه و مدينه ، و بلكه تمامى جن و انس ، را به هماوردى طلبيده است ، پس چرا آن كسانى كه ادعا مىشود استاد محمد ( ص ) بودند نتوانستند و لو با آوردن يك سورهء كوتاه اين هم‌آوردى را پاسخ گويند ؟ راستى كه اين سخن دروغ و فريب بزرگى است !
هذا الكلام له خبىء * معناه ليست لنا عقول « 5 »

شبهه چهارم :

مىگويند قرآن فراوان به روز و شب و انجير و زيتون و كوه سينا و بسيارى از مخلوقات سوگند خورده است . بىترديد موارد قسم كه امور حسى هستند دلالت بر آن دارد كه قرآن از محيط اجتماعى مكه متأثر بوده است . زيرا اهل مكه بىسواد بودند و دامنهء
هامش
( 1 ) . « بگو اى اهل كتاب ، بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است . » ( آل عمران : 64 ) ( 2 ) . « اى اهل كتاب ، چرا دربارهء ابراهيم ستيزه مىكنيد حال آنكه تورات و انجيل فرونيامده مگر پس از او . » ( آل عمران : 65 ) ( 3 ) . « همه خوردنىها براى فرزندان اسرائيل حلال بود پيش از آن كه تورات فروآيد ( مگر آنچه اسرائيل ) بر خود حرام كرده بود . 9 ( آل عمران : 93 ) ( 4 ) . « و در آن ( تورات ) بر آنان اين حكم نوشتيم كه تن را به تن و چشم را به چشم و بينى را به بينى و . . . » ( مائده : 45 ) ( 5 ) . اين سخن مفهومى در نهان دارد / و آن اين است كه ما از خرد بىبهره‌ايم .