و اما اين فرمودهء خداوند سبحان :
« فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ »
« 1 » روايت سرنوشت امتهاى پيشين ، نظير عاد و ثمود است كه در زمين سركشى نمود و در آن فساد بسيار كردند . هدف از اين آيات آن است كه سرگذشت ايشان براى كافران عبرت و بازدارنده از ادامهء كفرپيشگى باشد ، تا به سرنوشت پيشينيان خود گرفتار نيايند ، زيرا منت خداوند در همهء جوامع به يكسان جارى است و ترازوى عدالتش در همه نسلها و عصرها علىالسويه برپاست .
« أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ أَمْ لَكُمْ بَراءَةٌ فِي الزُّبُرِ »
« 2 » .
خلاصه مطلب
خلاصه آنكه محتواى قرآن به تمامى بر اساس رعايت حال مخاطبان سامان يافته است ؛ لذا به اقتضاى حال و صرفنظر از مكى و مدنى بودن ايشان ، گاه لحنى تند و گاه لحنى آرام به خود مىگيرد .
دليل اين مدعا آن است كه همان گونه كه در مثالها و نمونههاى پيشين ملاحظه شد ، در ضمن سورههاى مكى و مدنى ، وعد و وعيد ، تسامح و سختگيرى ، پذيرش و راندن و جذب و دفع را مىتوان ديد ، و اگر مشاهده مىشود كه اهل مكه بيشتر مورد خطابهاى سخت و شماتتآميز قرار گرفتهاند بدان دليل است كه مكيان بر آزار رسول خدا ( ص ) و اصحابش اصرار و استمرار داشتند تا آنجا كه آنان را از موطن خويش بيرون كردند . بدين حد نيز اكتفا نكرده ، افرادى را براى آزار ايشان به سوى سرزمينهايى كه بدان هجرت كرده بودند گسيل داشتند . علىرغم اين همه ، قرآن در حمله زبانى بر ايشان و امثال ايشان همواره از بدزبانى و به كار بردن الفاظ قبيح دورى گزيده ، و به موازين حكمت و ادب كامل در هدايت و اقناع مقيد و بر صبر و بخشش و احسان ملتزم بوده است ، تا آنجا كه خداوند در سورهء مكى انعام خطاب به رسول خدا مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ . وَ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ
هامش
( 1 ) . فجر : 13
( 2 ) . « آيا كافران شما - اهل مكه - از آنان بهترند يا براى شما در نبشتههاى آسمانى اماننامهاى هست ؟ » ( قمر : 43 )