همچنين ، ابن ابى حاتم و ابن جرير از ابن زيد نقل كردهاند كه زن ابو لهب بوتههاى خار را شبهنگام بر سر راه رسول خدا ( ص ) مىافكند . « 1 » اين شأن نزولها در مجموع نشان مىدهند كه سورهء مذكور در مقابلهء با ابو لهب نازل شده و از هلاكت قطعى كه سزاوار آن بود خبر مىدهد و تصريح مىكند ثروت و اموالش وى را سودى نخواهد بخشيد و او و زنش زيانكارند و انجامشان آتش است و چه جايگاه بدى خواهند داشت . شكى نيست كه اين وعيد سخت پاسخى به او و امثال او و مايهء آرامش كسانى از جمله رسول خدا ( ص ) و اصحابش بود كه مورد آزار و اذيت وى قرار مىگرفتند .
و وضع الندى فى موضع السيف بالعلا * مضر كوضع السيف فى موضع الندى « 2 »
در سورهء عصر نيز دشنامگويى و نظاير آن وجود ندارد . همهء آنچه در اين سوره آمده اين است كه مردم دو دستهاند : گروهى غرق در خسران ، گروهى سعادتمند و به دور از خسران . اينان همانهايند كه عوامل چهارگانه سعادت را براى خويش فراهم آوردهاند . به اين سوره نظر بيفكنيم :
« وَ الْعَصْرِ . إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ . إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
. » « 3 » آيا نشانى از زشتگويى در اين عبارات مشاهده مىشود ؟ با اين حال اين معاندان شرم نمىكنند .
دربارهء سورهء ألهاكم التكاثر بايد گفت آنچه اين سوره بدان اشاره دارد بيش از اين نيست كه مخاطبان آن كسانى هستند كه حطام دنيا آنان را به خود مشغول و از دين خدا غافل ساخته است و به جاى پروردگار عالميان مجذوب دنيا شدهاند . به گونهاى كه عمر خويش را بر همين وضع به پايان مىبرند و فرداى قيامت دربارهء اين نعمتها از ايشان سؤال خواهد شد و به خاطر كوتاهى در شكر اين نعمتها به عذاب دوزخ گرفتار خواهند آمد .
هامش
221 ؛ صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، ح 355 و 356 با اندكى اختلاف در لفظ حديث و سنن الترمذى ، كتاب تفسير القرآن ، باب 27 و من سوره الشعراء ، ح 3184
( 1 ) . جامع البيان ، طبرى ، ج 28 : 219
( 2 ) . سخن گفتن آنجا كه شمشيرها افراختهاند / چون تيغ بركشيدن در جايگاه سخن زيانبار است .
( 3 ) . « سوگند به عصر كه هرآينه آدمى در زيانكارى است ، مگر كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى نيك و شايسته كردند و يكديگر را به راستى و درستى اندرز دادند و يكديگر را به شكيبايى سفارش كردند . » ( عصر : 1 - 3 )