ايشان ؛ جناياتى كه عليه حق مرتكب شدند ؛ تحريفاتى كه در كتابهاى آسمانى پديد آوردند ؛ و همچنين ، محاكمهء ايشان در پيشگاه عقل و تاريخ . در سورههاى بقره ، آل عمران ، مائده و فتح ، و مانند آنها راجع به موضوعهاى سابق الذكر بحث شده است .
3 . رعايت اسلوب بسط و تفصيل در آيات و سور . و اين بدان دليل بود كه اهل مدينه در تيزهوشى و ذكاوت ، فصاحت و سخنورى به پاى اهل مكه نمىرسيدند . بنابراين ، شرح و توضيح ، كه طبعا بسط و تفصيل را در پى دارد ، مناسب حال ايشان بود . زيرا شرط بلاغت رعايت مقتضاى احوال مخاطبان است و ميان سخن گفتن با كسانى كه از ميزان فهم و شعور كمترى برخوردارند و سخن گفتن با افراد باهوش و تيزفهم تفاوت وجود دارد . « 1 »
هامش
( 1 ) . كملطفى نسبت به اهل مدينه ، به ويژه انصار ، ريشه در اختلافات سياسى دارد كه در زمان رسول خدا ( ص ) به نحوى نامحسوس ميان مهاجران و انصار وجود داشت ، و بلافاصله پس از رحلت آن حضرت ، با طرح مسئلهء خلافت ، اوج گرفت . عدهاى براى انحصار خلافت در قريش و با تمسك به ارزشهاى جاهلى بر امتيازات قبيلهاى و قومى تأكيد كردند و انصار را از صحنه رقابت سياسى خارج ساختند . اين جريان بعدها در كتابهاى تاريخى و ثبت وقايع صدر اسلام و شرح حال صحابه تأثير عميق و گستردهاى از خود بر جاى گذاشت كه بيان آن از حوصله اين بحث خارج است . قضاوت مؤلف مبنى بر پايين بودن هوش و سطح درك و فهم اهل مدينه نسبت به اهل مكه نيز متأثر از همين واقعيت است . جالب اينجاست كه ايشان در بحث جمعآورى قرآن و عوامل و انگيزههاى صحابه در حفظ كتاب و سنت و نيز بخش گفتوگو از احتياط و دورانديشى صحابه نسبت به كتاب و سنت ، از تيزهوشى ، ذكاوت و اوج درك و شعور آنان چنان سخن مىگويد كه گويى همگى انسانهاى كاملى بودند و تاريخ در هوش و ذكاوت انسانى همانند آنان به خود نديده است ؛ اما در اينجا براى اثبات برترى اهل مكه بر اهل مدينه صحابه انصار را افرادى كمهوش و سبك مايه معرفى مىكند . آن افراط و اين تفريط هر دو از تصورات غير واقعى مؤلف مايه مىگيرد . نه براى اثبات صيانت قرآن از تحريف نيازى به اغراق و مبالغه دربارهء صحابه است ؛ و نه براى توجيه اطناب و تفصيل آيات مدنى ضرورتى در كملطفى و بىمهرى نسبت به اهل مدينه و انصار رسول خدا ( ص ) وجود دارد . بلندى و تفصيل آيات مدنى در برابر كوتاهى و ايجاز آيات مكى ناشى از تفاوت شرايط و مسائل مبرم اين دو دوره است . اگرچه منشأ قرآن وحى الهى است ، اما آيات كتاب خدا به تناسب شرايط و ضرورتها نازل مىشد . در مكه مسئلهء اصلى اثبات صدق ادعاى پيامبر و درهم كوبيدن بنياد نظام جاهلى و ارزشهاى منحط آن و تحقير بتها و خدايان دروغين و نيز بيان اصول و كليات اعتقادى بود ؛ اين همه ايجاب مىكرد كه عبارات قرآن كوبنده ، قاطع ، حماسى و آهنگين باشد . اما دورهء مدينه دورهء ساختن يك جامعه و يك نظام با تمام جزئيات و لوازم آن بود . اما تعيين مناسبات اجتماعى ، فرهنگى ، سياسى ، وضع قوانين جزايى و جنايى و نيز عبادات و آداب و رسوم