گسترش مىيافت ، زيرا در چنين فرضى قرآن از طريق صحيحى بر ايشان وارد نشده بود و آنان نه مىتوانستند درباره آن داورى كنند و نه قادر بودند تفاوتهاى عظيم ميان قرآن و حديث نبوى را كه به ذوق آزمودن اعجاز قرآن را براى ايشان ممكن مىساخت ، درك كنند . همچنان كه وقتى قرآن به زبان خودشان نازل شد ، كاملا آن تفاوت و اين اعجاز را به روشنى درك كردند . « همانا پروردگار من به آنكه خواهد لطفكننده است . كه اوست دانا و با حكمت . »
شبهه چهارم : مىگويند حروف سبعهاى كه قرآن بر اساس آن نازل شده معنايى به جز قرائات هفتگانه منقول از هفت امام معروف در نزد قاريان ندارد .
پاسخ : اين شبهه در ميان عوام و كسانى كه از علوم قرآن و حديث بهرهاى نبردهاند زياد مطرح مىشود . معنايى كه ايشان براى حروف سبعة گمان كردهاند از دو جهت صحيح نيست :
اول اين كه حروف سبعهاى كه نزول قرآن بر اساس آنها بوده است ، مطلقا اعم از قرائات منسوب به هفت امام قارى است ؛ زيرا وجوهى كه خداوند كتابش را بر اساس آنها فروفرستاد همهء وجوهى را كه پيامبر قرآن را به آنها قرائت كرد و به اصحابش آموخت در برمىگيرد . و اين وجوه ، قرائات هفتگانه منسوب به هفت امام قرائت ، و قرائتهاى ديگر ، تا ده قرائت و بيشتر از آن ، و همه قرائتهايى را كه وجوه قرائت قرآن تلقى مىشده و بعدا نسخ گشته و به ائمه قارى نرسيده است ، شامل مىشود . به همين دليل است كه صاحبان نظرى كه ما اختيار كرديم تصريح كردهاند كه اين نظر همه وجوه قرايى ، اعم از صحيح و شاذ و منكر ، را در برمىگيرد .
دوم آنكه قرائتهاى هفتگانه در زمانى كه رسول خدا ( ص ) حديث شريف حروف سبعة را بيان مىفرمود به وجود نيامده بود و چنين فرضى محال است كه رسول خدا ( ص ) بر خود و اصحابش واجب گردانيد كه قرآن را به حروف سبعة قرائت نكنند ، مگر اينكه دريابند هفت امام قارى قرائت به آنها را جايز شمردهاند ! زيرا ميان دوره رسول ( ص ) و عصر هفت امام قارى چندين قرن فاصله است « 1 » . همچنين ، هفت امام قارى و ديگران
هامش
( 1 ) . قرائات هفتگانه از آغاز قرن سوم در جامعه اسلامى رواج يافت ، و تا پايان اين قرن به صورت مدون در نيامد . ابن مجاهد ( م 324 ه . ق ) اولين عالمى بود كه به نقد و ارزيابى قرائات همت گماشت و براى قرائت