قرائتهاى خود را از طريق اصحاب و كسانى كه از ايشان اخذ كرده بودند و آنان از رسول خدا ( ص ) دريافت كردهاند . با توجه به آنچه گفته شد ، شبهه مذكور مستلزم دور و در نتيجه باطل است .
علاوه بر اين ، لازمه چنين شبههاى آن است كه فرموده پيامبر ( ص ) مبنى بر اين كه « إن هذا القرآن أنزل على سبعة أحرف » بدون فايده و اثر عملى باقى بماند تا هفت قارى مشهور متولد شده و قرائتها از ايشان اخذ شود . اين فرض نيز باطل است و واقعيات عينى آن را رد مىكند . زيرا پيش از پيدايش هفت قارى معروف ، پيامبر ( ص ) و اصحاب و تابعان قرآن را به حروف سبعة قرائت مىكردند . محقق ابن جزرى مىگويد :
اگر حديث مورد بحث به قرائتهاى هفت قارى مشهور يا هفت قارى ديگر كه همگى بعد از دوره تابعان به وجود آمدهاند تفسير شود ، لازم خواهد آمد كه اين حديث تا زمان تولد ايشان بىفايده مانده و بدان عمل نشود و تنها پس از پيدايش ايشان قرائات از آنان اخذ گردد . همچنين ، لازمه چنين نظرى آن است كه اصحاب رسول خدا تنها مجاز به قرائتى از قرآن مىبودند كه مىدانستند بعدها هنگامى كه اين هفت قارى متولد شدند و به مراتب علمى لازم رسيدند همان را برخواهندگزيد . چنين ملازمهاى باطل است زيرا طريق صحيح اخذ قرائت آن است كه بر اساس سلسلهاى متصل از عالمان ثقه قرائت نقل شود به طورى كه زنجيره سند نقل و اخذ به پيامبر ( ص ) برسد .
هامش
صحيح ضوابطى وضع كرد و بر اساس آن ، هفت قرائتى را كه بعدها شهرتى ويژه يافت برگزيد و در قالب كتابى گرد آورد . براى اطلاع بيشتر - تاريخ القراءات اثر عبد الهادى فضلى ، و همچنين كتاب گرانسنگ فهرست موضوعى نسخههاى خطى عربى كتابخانههاى جمهورى اسلامى ايران تاليف دكتر سيد محمد باقر حجتى ، درآمدى بر تاريخ قرائات قرآن كريم ، صفحه 126 به بعد .