خداوند متعال است ، زيرا اوست كه هم مالك روز جزاست و هم پادشاه و فرمانرواى آن روز . و همچنين است واژه ننشزها با زاء و ننشرها با راء كه مراد از هر دو استخوانهاست كه در آيه از آن ياد شده است . زيرا خداوند متعال استخوان را انشار يعنى زنده مىكند ؛ و هم اوست كه آن را انشاز يعنى به هم پيوند مىدهد و خداوند هر دو معنا را در ضمن دو قرائت اراده فرموده است .
حالت سوم مانند گفتار خداى سبحان :
« . . . وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا . . .
« 1 » » كه با تشديد و تخفيف فعل مجهول كذبوا خوانده شده است . در صورت تشديد معنا چنين مىشود : « رسولان يقين كردند كه اقوامشان ايشان را تكذيب كردند » . اما در صورت تخفيف آيه چنين معنا مىدهد : « كسانى كه رسولان به سوى ايشان فرستاده شدهاند خيال كردند كه خبر دروغ به ايشان داده شده است » . به اين ترتيب در قرائت اول ظن به معنى يقين است و هر سه ضمير به رسولان بازمىگردد . اما در قرائت دوم ظن ، شك و گمان معنا مىدهد و هر سه ضمير به اقوام رسولان بازمىگردد . از اين قبيل است آيهء شريفهء
« . . . وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ
« 2 » » كه با فتح لام اول و رفع لام دوم در كلمه لتزول و يا به كسر لام و فتح لام دوم خوانده شده است . در صورت اول كلمه ان ، مخففه از ثقيله مىشود و معنا چنين خواهد بود : « همانا مكر ايشان آنچنان شديد است كه به سبب آن كوههاى محكم از جاى خويش كنده مىشوند » . اما در قرائت دوم كلمهء ان ، نافيه و معناى آيه چنين مىشود : « مكر ايشان هر قدر عظيم و قوى باشد ، كار محمد ( ص ) و دين اسلام از آن گزندى نخواهد بود » . بنابراين ، در قرائت اول كلمه جبال در معناى حقيقى ؛ و در قرائت دوم در معناى مجازى به كار رفته است .
جزرى سپس مىگويد :
بنابراين ، تنافى و تضاد و تناقضى در قرآن وجود ندارد . و پذيرش هر حديث صحيحى از اين قبيل كه از پيامبر ( ص ) وارد شده ضرورى و ايمان به آن لازم است و كسى نبايد آن را رد كند ، زيرا همگى از جانب خدا نازل شدهاند . چون هريك از دو وجه قرايى در كنار ديگرى بهمنزله آيهاى در كنار آيهء ديگر است ، و ايمان به همهء آنها و تبعيت از مضمون آنها از نظر علمى و عملى واجب است ؛ و ترك مضمون يكى از آنها به نفع ديگرى ، با اين تصور كه با يكديگر تعارض دارند ،
هامش
( 1 ) . يوسف : 110
( 2 ) . ابراهيم : 46