تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
خاصى كه مراد از آن عام باشد ، لفظى كه تنزيلش آن را از تأويل مستغنى ساخته است ؛ لفظى كه معناى آن را جز عالمان نمىدانند ؛ لفظى كه معنايش را جز راسخان در علم نمىدانند . برخى ديگر گفته‌اند : اين هفت حرف اظهار ربوبيت ، اثبات وحدانيت ، بزرگ شمردن الوهيت ، تعبد براى خداوند ، اجتناب از شرك ، تشويق به پاداش ، ترساندن از عقوبت ، است . گروهى ديگر بر اين عقيده‌اند كه حروف سبعة عبارتند از : حذف ، صله ، تقديم ، تأخير ، استعاره ، تكرار ، كنايه ، حقيقت ، مجاز ، مجمل ، تفسير شده ، ظاهر و غريب . و جز اينان نيز چه مغاير و چه مشابه اقوال گذشته نظرياتى ارائه داده‌اند كه مجموع اقوال را به چهل قول مىرساند .

10 . پاسخ‌هاى اجمالى به نظريات اخير

تمامى اين آراء به دلايل اجمالى زير مردود هستند : الف . سياق روايات گذشته هيچ‌گونه مطابقتى با اين نظريات ندارد ، و اختلافات ميان اصناف و انواعى كه نظريات مذكور مطرح ساخته‌اند ناشى از قرائت نيست ، در حالى كه اختلاف‌هايى كه روايات گذشته بدان‌ها اشاره دارند اختلاف‌هايى است كه تنها به علت قرائت پديد آمده‌اند ، و منشأ آنها نحوه تلفظ و اداى كلمات است ، نه اصنافى كه اين آراء مىگويند ( به مطالب شاهد هشتم مراجعه شود . ) ب . هيچ سند صحيحى وجود ندارد تا به موجب آن حروف سبعة را با اصناف مذكور در اين اقوال منطبق كرد و ما نمىتوانيم بدون دليل و مدرك نظرى را بپذيريم . ج . هيچ‌يك از اين نظريات تسهيل و فروگذاشتى را كه از نزول قرآن بر هفت حرف مراد شارع بوده است توجيه نمىكند . د . اصناف مذكور در بعضى از اين آراء از هفت مورد تجاوز مىكند . اين امر يا به علت خطاى در شمارش است و يا ناشى از اين نظر است كه لفظ هفت كنايه از كثرت است و نه به معنى عدد حقيقى هفت و ما قبلا ( در شاهد دوم ) دلايل بطلان اين نظر را برشمرديم . خواننده محترم مىتواند به آن قسمت مراجعه كند . ه . مضمون اين آراء و اصناف مذكور در آنها بعضا با يكديگر تداخل دارند و برخى
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 210 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين