خطايى بزرگ و گناهى نابخشودنى است .
چهارم : با پذيرش اين نظر هيچيك از محذورهايى كه آراء ديگر بدان دچار مىشوند پيش نمىآيد . در بخشهاى بعد اين محذورها را برخواهيمشمرد . پس شكيب كن و شكيب تو جز براى خداى نيست .
كسانى كه اين نظر را پذيرفتهاند
نبايد از نظر دور داشت كه گروهى از برجستهترين عالمان رأى مختار ما را پذيرفتهاند .
چنان كه ذيلا خواهد آمد آراء امام ابن قتيبه « 1 » ، محقق ابن جزرى و قاضى ابن طيب « 2 » به نظر مختار ما بس نزديك است . در واقع اختلاف ميان آراء ايشان و نظرى كه ما پذيرفتهايم تنها در شيوهء بررسى و استقصاء و نحوهء بيان و اداى مطلب است . چنان كه خواهد آمد ، رازى در تبيين معناى وجوه هفتگانه از عالمان يادشده راهيافتهتر و موفقتر بوده است ؛ به طورى كه علامه ابن حجر عسقلانى به اين اعتقاد گراييده كه نظر رازى در اين باب صورت پيراسته و مهذب نظر ابن قتيبه است . كلام ابن حجر چنين است : « رازى سخن ابن قتيبه را برگزيد و آن را منقح ساخت . » « 3 »
از عالمان متأخر نيز كسانى چون مرحوم علامه شيخ الخضرى الدمياطى « 4 » و مرحوم شيخ محمد بخيت المطيعى همين رأى را پذيرفتهاند . برخى از ايشان تفاوتهاى ظريف ميان نظر رازى و آراء مشترك و همسان آن سه دانشمند را به ديدهء اغماض نگريستهاند ؛ و برخى ديگر به وحدت همه اين آراء و نظريات شبيه به آنها رأى دادهاند و اختلاف ميان آنها را اختلافاتى صرفا لفظى دانستهاند .
بنابراين ، لازم است آراء سه دانشمند سابق الذكر را نيز مطرح سازيم تا از يكسو جمع ميان نظريات مشابه كرده باشيم ؛ و از ديگر سو ، زمينهء بررسى تفاوت ميان اين آراء
هامش
( 1 ) . عبد اللّه بن مسلم بن قتيبه دينورى ، ابو محمد ( 213 - 276 ه . ق ) از آثار اوست : تأويل مشكل القرآن ، المشتبه من الحديث و القرآن ، تفسير غريب القرآن . ( الأعلام زركلى ، 4 : 137 )
( 2 ) . محمد بن طيب بن محمد بن جعفر ابو بكر باقلانى ( 338 - 3 و 4 ه . ق )
( 3 ) . فتح البارى بشرح صحيح البخارى ، ابن حجر عسقلانى ، 9 : 24 ، دار احياء التراث العربى
( 4 ) . احتمالا منظور محمد بن مصطفى بن حسن الخضرى ( 1213 - 1287 ه . ق ) فقيه شافعى و اديب است از آثار اوست : شرح اللمعة فى حل الكواكب السيادة السبعة ، رسالهاى در مبادى علم تفسير ( الأعلام زركلى ، 7 : 101 )