تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

6 . نسبت ميان آراء مذكور و رأى رازى

بعضى از بزرگان بر وحدت ميان آراء سه‌گانه مذكور و رأى رازى ، و فراتر از آن به وحدت مجموعهء اين نظريات و با آراء مشابه ديگر نظر داده‌اند و اختلاف ميان همهء اين آراء را اختلاف لفظى دانسته‌اند و نه حقيقى . به اعتقاد من اين نظر بسيار تكلف‌آميز است ، زيرا در كلام رازى وجه مستقلى وجود دارد كه هيچ‌يك از سه عالم مذكور بدان اشاره نكرده‌اند . او علاوه بر اينكه وجوه هفتگانهء مورد اشارهء ايشان را به طرزى ظريف در شش وجه تنظيم كرده ، وجه هفتم را به اختلاف لهجه‌ها ، مانند فتح و اماله و ترقيق و تفخيم و مانند آن ، اختصاص داده است در حالى كه هيچ‌يك از بزرگان مذكور متعرض اين نوع از اختلاف نشده‌اند ، بلكه برعكس ، در كلام ايشان مىتوان نشانه‌هايى يافت كه معلوم مىدارد به قصد و عمد اين وجه را وانهاده‌اند . به عنوان مثال ابن قتيبه مىگويد : مواردى نظير اختلاف در اظهار و ادغام ، و روم و اشمام « 1 » ، تخفيف و تسهيل « 2 » و مانند آن اختلافى نيست كه تنوع در لفظ و معناى آن را موجب گردد ، زيرا به هنگام اداى لفظ ، اوصاف مذكور موجب از ميان رفتن وحدت آن نمىشود . « 3 » به اعتقاد ما عذرى را كه ابن قتيبه براى وانهادن اين وجه مىآورد چنين اهمالى را مجاز نمىسازد . مسئله تنها اسامى و عناوين نيست كه بگوييم اختلاف لهجه‌ها در يك لفظ آن را از يكى بودن خارج مىسازد يا خير ، موضوع ، رعايت امرى محقق است ، كه عملا موجب اختلاف قرائات مىشود . اختلافى كه امكان دارد منشأ همان نزاعى گردد كه در ميان صحابه رخ نمود . در هر عصر و زمانى نيز اگر قاريان ندانند كه قرائت همگى در محدوده حروف سبعه‌اى است كه قرآن بر اساس آن نازل شده است ، چنين اختلافى
هامش
الإسكندرية . ( 1 ) . روم در لغت به معنى طلب است . و در اصطلاح علم تجويد ؛ ضعيف كردن صوت در اداى حركت را آن چنان‌كه به صوت خفيفى بيانجامد روم گويند . اشمام در لغت از اشممته به معنى رسيدن به چيز كمى از شىء ، كه مقصود بوى آن باشد ( بوييدن ) است و در اصطلاح علم تجويد به معنى جمع كردن دو لب ( مانند حالت بوسيدن ) بعد از ساكن ساختن حرف ، يا قرار دادن دو لب به حالت تلفظ حرف مضموم پس از تلفظ حرف است . ( الاضاءة فى بيان اصول القراءة ، على ، عمر الضياء ، مصر ) ( 2 ) . تسهيل يا تخفيف عبارت است از تلفظ همزه بين همزه و حرف مد ( همان مأخذ : 28 ) ( 3 ) . تأويل مشكل القرآن ، ابو محمد عبد اللّه بن مسلم قتيبه : 37 .