امر و به عبارت بهتر فعل دعا شمرده شود ، به نصب خوانده شده است همچنان كه به صورت « ربّنا بعّد به . . . » رفع رب به عنوان مبتدا و فعل ماضى بعّد به عنوان جمله خبريه قرائت شده است .
3 . اختلاف در وجوه اعراب :
آيهء
« . . . وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ . . . »
« 1 » هم به فتح راء و هم به رفع آن قرائت شده است .
فتح ، بنا بر آنكه لا ناهيه باشد ، كه در اين صورت فعل بعد از آن مجزوم مىشود ، و حرف راء به دليل ادغام دو حرف متماثل فتحه مىگيرد . اما قرائت به رفع يضار بنا بر آن كه لا نافيه باشد ، زيرا فتح بعد از « لاى » نافيه مرفوع است . و نظير آن آيهء شريفهء
« ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ »
« 2 » است كه در آن لفظ المجيد بنا بر آن كه صفت اسم « ذو » باشد به رفع ، و بنا بر آن كه صفت كلمه العرش باشد به جر قرائت شده است . در اين وجه ، همان گونه كه ملاحظه مىشود ، فرقى نمىكند كه وجوه اختلاف اعراب در اسم باشد يا فعل .
4 . اختلاف در كاستى و فزونى :
عبارت
« وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى »
« 3 » با حذف كلمه ما خلق به صورت و الذكر و الأنثى نيز قرائت شده است .
5 . اختلاف در تقديم و تأخير :
عبارت
« وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ . . . »
« 4 » به صورت « و جاءت سكرة الحق بالموت » نيز قرائت شده است .
6 . اختلاف به سبب ابدال :
لفظ ننشزها ( با زاء ) در آيه
« . . . وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها . . . »
« 5 » با راء نيز قرائت شده است . همچنين كلمه طلح در آيه
« وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ »
، « 6 » طلع خوانده شده است بنابراين ، در اختلاف به ابدال فرقى ميان اسم و فعل نيست .
هامش
( 1 ) . بقره : 282
( 2 ) . بروج : 15
( 3 ) . ليل : 3
( 4 ) . ق : 19
( 5 ) . بقره : 259
( 6 ) . واقعه : 29