7 . اختلاف لهجهها :
در آيهء
« . . . هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى »
« 1 » الفاظ أتى و موسى به فتح و اماله نيز قرائت شده است . همچنين در عبارت
« بَلى قادِرِينَ . . . »
« 2 » حرف بلى به فتح و اماله قرائت شده است .
بنابراين در اين وجه نيز تفاوتى ميان اسم و فعل و حرف نيست .
5 . دلايل انتخاب اين رأى
از ميان آراء مختلفى كه دربارهء حروف سبعة ذكر شده است به چهار دليل اين رأى را اختيار كرديم . اول : احاديث دهگانه گذشته و روايات نظير آن اين رأى را تأييد مىكنند .
دوم : بر اساس ضوابط به دست آمده از احاديث مذكور ، كه ما آن را به صورت شواهد ارائه كرديم ، اين نظر به آراء ديگر رجحان دارد . نيازى به تكرار شواهد نيست ؛ خواننده محترم در صورت تمايل مىتواند به آنها مراجعه كند . اما آراء ديگر در رعايت دلايل و شواهد مذكور كمابيش به خطا رفتهاند ، و ما ميزان انحراف اندك يا فراوان آراء ديگر را از موازينى كه شواهد مذكور به دست دادهاند ، مطرح خواهيم كرد .
سوم : اين نظر ، بر خلاف ساير آراء كه مبتنى بر استقراء و يا حكم ناقص است ، بر استقراى كامل اختلاف قرائات و وجوه هفتگانه قوام يافته است . به عنوان مثال تمامى 37 وجهى را كه رمانى براى كلمه أفّ برشمرده است مىتوان بر اساس اين نظر توجيه كرد ، به طورى كه از هفت وجه خارج نشود . همچنين ، كليهء اختلافات مربوط به لهجهها ، كه در واقع اختلافى صورى است ، براساس اين نظر قابل تبيين است ؛ بر خلاف آراء ديگر كه ارجاع همهء قرائات به آنها يا ممكن نيست ، يا با تكلف همراه است . رها ساختن طرق ديگر قرائت كه از پيامبر ( ص ) روايت شده بدون ارجاع آنها به حروف هفتگانهاى كه قرآن بر اساس آنها نازل شده است ، كار درستى به نظر نمىرسد . زيرا لازمهء اين امر يكى از اين دو شق است : يا بايد بپذيريم آن حروف از جانب خداوند نازل نشده ؛ و يا اينكه معتقد شويم بيش از حروف هفتگانه ، حرف ديگرى نيز وجود دارد كه قرآن بر اساس آن نازل شده است ، و حصر موجود در كلام پيامبر ( ص ) صحيح نيست ! بديهى است كه اين هر دو
هامش
( 1 ) . طه : 9
( 2 ) . قيامت : 4