بخارى و مسلم نيز از سهل بن سعد بن سعد « 1 » روايت كردهاند كه ( روايت به گزارش بخارى ) :
عويمر نزد عاصم بن عدى « 2 » بزرگ بنى عجلان آمد و گفت : شما دربارهء مردى كه اجنبى با زنش ببيند چه مىكنيد ؟ اگر او اجنبى را كشت شما به قصاص او را مىكشيد ، يا عمل ديگر مىكنيد ؟ براى من از رسول خدا ( ص ) راجع به اين امر سؤال كن . عاصم نزد پيامبر ( ص ) آمد و گفت : يا رسول الله ( در گزارش مسلم آمده است كه عاصم موضوع را از رسول خدا ( ص ) پرسيد ) . رسول خدا ( ص ) سخن گفتن درباره اين موضوع را ناپسند شمرد و از آن اكراه ورزيد . عويمر گفت : قسم به خدا تا خود از رسول خدا ( ص ) در اين باره سؤال نكنم دست برنخواهمداشت . نزد رسول خدا ( ص ) رفت و پرسيد : اى پيامبر ، اگر مردى زنش را با مرد اجنبى يافت و او را كشت ، شما نيز او را مىكشيد يا عمل ديگر مىكنيد ؟ رسول خدا ( ص ) پاسخ داد : خداوند درباره تو و زنت حكمى نازل فرمود . سپس آن دو را آنگونه كه خداوند در كتابش معين فرموده به ملاعنه امر كرد و عويمر نيز زن خويش را لعن كرد « 3 » .
اين دو روايت هر دو صحيح است و هيچيك بر ديگرى رجحان ندارد و به دليل قرابت زمانى به سادگى مىتوان ميان آنها جمع كرد : به اين ترتيب كه اولين كسى كه درباره اين حكم از رسول خدا سؤال كرد هلال بن اميه بوده است ؛ سپس عويمر يكبار از طريق عاصم و بار ديگر خود مستقيما در اين باره سؤال كرده است و خداوند نيز با نزول آيهاى به هر دو پاسخ گفته است . شكى نيست كه جمع دو روايت و عمل به هر دو شايستهتر از آن است كه يكى را رها كرده به ديگرى تمسك جوييم ، زيرا مانعى براى اخذ هر دو در
هامش
از آنان چهار بار گواهى با سوگند خداست كه او هرآينه از راستگويان است . » ( نور : 6 - 9 )
صحيح البخارى ، التفسير النور ، باب و يدرأ عنها العذاب أن يشهد أربع شهادات ، 4 : ح 447 ؛ سنن ابو داود كتاب الطلاق ، 27 ؛ سنن الترمذى ، تفسير سوره نور ، ح 3 ؛ سنن ابن ماجه ، كتاب الطلاق ، ح 27 .
( 1 ) . سهل بن سعد بن مالك بن خالد بن ثعلبه بن حارثة بن عمرو بن خزرج انصارى ، ابو العباس ، ابو يحيى ( م 88 ه . ق ) صحابى ( تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، 4 : 252 )
( 2 ) . عاصم بن عدى بن جد بن عجلان بن حارثة بن ضبيعة عجلانى قضاعى ( م 40 ه . ق ) صحابى . ( تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، 5 : 49 )
( 3 ) . صحيح البخارى ، كتاب الطلاق ، باب 4 و كتاب التفسير ، سوره النور ، باب 1 ؛ صحيح مسلم ، كتاب اللعان ، ح 1 ( 1492 )