صورت اول : اگر يكى از دو روايت صحيح باشد ، در اين صورت بايد در شناخت سبب نزول بر روايت صحيح اعتماد كرد و روايت ديگر را مردود دانست .
مثال : بخارى و مسلم از جندب روايت كردهاند :
پيامبر ( ص ) بيمارى اندكى يافت و يك يا دو شب بيدار نماند ؛ پس زنى نزد او آمد و گفت : اى محمد ، مىبينم كه شيطانت ترا ترك گفته است « 1 » پس خداوند اين آيات را نازل فرمود :
« وَ الضُّحى . وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى . ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى »
. « 2 »
طبرانى « 3 » و ابن ابى شيبه « 4 » از حفص بن ميسره و او از مادرش ، كه خادم رسول خدا ( ص ) بود ، نقل كرده است :
بچه سگى به منزل پيامبر ( ص ) وارد شد و به زير تخت رفت و مرد . پس پيامبر ( ص ) چهار روز منتظر ماند و وحى بر او نازل نشد . ازاينرو به خوله گفت : اى خوله ، در خانه رسول خدا چه اتفاقى افتاده است كه جبرئيل بر من وارد نمىشود . با خود گفتم خوب است خانه را جارو كنم . با جارو زير تخت رفتم و بچه سگ را خارج ساختم . سپس رسول خدا در حالى كه محاسنش مىلرزيد وارد شد -
هامش
( 1 ) . زن به قصد طعن كردن بر پيامبر ( ص ) به كنايه گفته است كه آن كه بر تو وحى مىفرستاده حال ديگر به تو وحى نمىكند .
( 2 ) . « سوگند به روشنايى و برآمدن روز ، سوگند به شب چون درآيد و آرام گيرد ، كه پروردگارت نه تو را فروگذاشته و نه دشمن داشته است » ( ضحى : 2 - 4 ) صحيح البخارى ، كتاب التفسير ، باب تفسير سوره و الضحى : ح 4667 ، صحيح مسلم ، كتاب الجهاد و السير ، باب ما لقى النبى من اذى المشركين و المنافقين :
ح 1797
( 3 ) . ابو القاسم سليمان بن احمد بن ايوب طبرانى ذكر وى در صفحه 10 گذشت .
( 4 ) . سه نفر به نام ابن ابى شيبه معروفاند كه هر سه عيسى نام دارند و هر سه از رجال حديث هستند :
1 . ابو جعفر محمد بن عثمان بن محمد بن ابى شيبة عيسى ( م 297 ه . ق ) مورخ ، از رجال و حافظان حديث 2 . ابو بكر عبد اللّه بن محمد بن ابى شيبة عيسى ( 159 - 235 ه . ق ) از حفاظ حديث و داراى كتاب المسند و المصنف فى الاحاديث و الآثار 3 . برادر او ابو الحسن عثمان بن محمد بن ابى شيبه عيسى ( 156 - 39 ) از حافظان حديث و مؤلف المسند و التفسير . در اينجا منظور ، شخص دوم ، يعنى عبد اللّه بن محمد بن ابراهيم بن عثمان . ابو بكر عيسى است . كتاب وى به نام المصنف با تحقيق حبيب الرحمن اعاظمى و از سوى المكتبة الامدادية در مكه منتشر شده است . شايان ذكر است كه مؤلف عين عبارت سيوطى را در اتقان آورده است . زركشى و سيوطى هر دو در موارد متعدد از ابن ابى شيبه نقل حديث كردهاند و به كتابهاى او ارجاع دادهاند . زركشى در چند جا ضمن نقل قول از ابن ابى شيبه به كتاب المصنف او ارجاع مىدهد . بنابراين ، به احتمال زياد در كتابهاى إتقان و برهان هرجا از ابن ابى شيبه ياد شده منظور همين شخص است .