تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
هرگاه وحى بر او نازل شد مىشد لرزش او را فرا مىگرفت - پس خداوند آيات و الضحى تا فترضى را بر او نازل فرمود « 1 » . ما از اين دو روايت ، روايت اول را به دليل صحت سند آن ، در بيان سبب نزول مقدم مىداريم . زيرا در سلسله سند دوم را وى ناشناخته وجود دارد . ابن حجر مىگويد : داستان درنگ جبرئيل در نزول پيامبر به سبب بچه‌سگ مشهور است . اما اينكه اين امر سبب نزول آيه باشد دور از ذهن مىنمايد . علاوه بر اين ، در سند اين روايت نيز راوى ناشناخته وجود دارد . پس بايد بر روايت ديگر كه صحيح است اعتماد كنيم « 2 » . صورت دوم : هر دو روايت صحيح ولى يكى بر ديگرى راجح باشد . در اين حالت ، بايد در تعيين سبب نزول ، آن را كه داراى عامل مرجّح است اختيار كرد . عامل مرجّح يا اين است كه سند يكى صحيح‌تر از ديگرى است ، يا آنكه راوى يكى از دو روايت بر خلاف روايت ديگر خود شاهد ماجرا بوده است . مثال : بخارى از ابن مسعود نقل مىكند كه گفت : در مدينه همراه پيامبر ( ص ) مىرفتيم و او شاخه خرمايى را عصا كرده بود . بر گروهى از يهود گذشتيم . يكى از ايشان گفت : خوبست از او بپرسيم . گفتند : از روح براى ما بگو . پس پيامبر مدتى ايستاد و سر را بلند كرد . فهميدم كه به او وحى مىشود . تا آن كه وحى پايان يافت . سپس فرمود :
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
« 3 »
. »
همچنين ترمذى « 4 » به سند صحيح از ابن عباس نقل مىكند : قريش به يهود گفتند چيزى به ما بگويد تا از اين مرد بپرسيم . يهود گفتند از او درباره روح سؤال كنيد . و قريش از پيامبر درباره روح پرسيدند . پس ، خداوند اين
هامش
( 1 ) . المعجم الكبير ، طبرانى ، ج 24 ، ح 249 . در معجم كبير راوى اين حديث حفص بن سعيد قرشى ذكر شده است ، نه حفص بن ميسره . همچنين ابن ابى شيبه نيز اين روايت را از ابو نعيم نقل كرده است . ( 2 ) . فتح البارى فى شرح صحيح البخارى ، ابن حجر عسقلانى ، ج 8 ، كتاب التفسير ، سوره و الضحى ، باب 1 : 710 دار المعرفة ، بيروت . ( 3 ) . صحيح البخارى ، كتاب التفسير ، الاسرا ، باب و يسألونك عن الروح : ح 4444 و ج 1 كتاب العلم . ( 4 ) . محمد بن عيسى بن سورة بن موسى سلمى بوغى ترمذى ، ابو عيسى ( 209 - 279 ه . ق ) عالم و حافظ حديث ، از آثار اوست : الجامع اكبير ، صحيح الترمذى ، التاريخ ، العقل ، ( الأعلام زركلى ، 6 : 22 )