از سبب نزول جديد نازل شده و رسول خدا و حافظان صحابه آن را حفظ كرده و به خاطر سپردهاند ، امكان رجوع به آن وجود داشته و نيازى به نزول مجدد نبوده است .
پاسخ : در تكرار نزول حكمتى بلند نهفته است . خداوند با اين عمل به بندگانش تنبه مىدهد و نظر ايشان را به توصيههاى سودمند و فوايد فراوان آيات تكرارى كه بسيار بدان نيازمند بودند ، جلب مىكند . فىالمثل ملاحظه مىكنيم كه حكمت تكرار آيات مورد بحث در پايان سورهء نحل آن است كه خداوند بندگان خويش را متوجه مىسازد كه حتى به هنگام قصاص به عدالت و خويشتندارى و زمان خشم به اطاعت از خداوند ملتزم باشند و صبر و پايدارى پيشه سازند و به خداوند و همراهى و يارى او نسبت به افراد تقواپيشه و نيككردار اعتماد كنند « 1 » . خداوند همگى ما را از جمله اين كسان قرار
هامش
( 1 ) . آنچه عالمان اهل سنت را ناگزير ساخته تا به تكرار نزول معتقد شوند ، همچنان كه مؤلف خود به آن اشاره دارد ، اين است كه از يكسو ايشان قول صحابى را ، حد اقل در امور غير اجتهادى ، قول پيامبر دانسته و به حجيت و صحت آن اعتقاد دارند ؛ و از سويى ديگر ، احاديث متعدد و متعارضى در شأن نزول آيات از صحابه وارد شده است . لذا ناگزير شدهاند اقوال صحابه را در اينگونه موارد با يكديگر جمع كنند و تكرار نزول وحى را بپذيرند و براى آن حكمت و فايدت جستجو كنند . اما اگر صحابه را صرفا به دليل مصاحبت با رسول خدا ( ص ) معصوم ندانيم ، ( هر چند به عدالت آنها معتقد باشيم ) ديگر اولين و تنها راه حل تعارض اقوال ، جمع ميان آنها نخواهد بود ؛ زيرا همواره احتمال اشتباه عدول و يا راويان اقوال وجود دارد . در بحث اولين آيات نازله ديديم كه جابر از سخن پيامبر به خطا چنين استنباط كرد كه اولين آيات نازلشده« يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . . . »است . در حالى كه چنين نبود . سيوطى در كتاب اتقان نمونهاى از اشتباه راويان را در نقل سبب نزول برمىشمارد . وى مىنويسد : گاه در يكى از دو داستان ( كه درباره سبب نزول آيهاى روايت شده ) كلمه فتلا ( سپس تلاوت كرد ) وجود دارد و راوى دچار توهم شده و آن را فنزل ( سپس نازل شد ) روايت كرده است ؛ مانند خبرى كه ترمذى از ابن عباس نقل كرده و سند آن را صحيح دانسته است .
متن خبر چنين است :
ابن عباس گفت مردى يهودى پيامبر را ديد و گفت : اى ابو القاسم ، چه مىگويى اگر خداوند آسمان را چنين و زمينها را چنان و آب را چنين و كوهها را چنان و ديگر مخلوقات را فلان طور قرار مىداد . پس ، خداوند اين آيه را نازل كرد« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ ». سيوطى پس از نقل خبر مذكور مىنويسد : اين حديث در كتاب صحيح با لفظ فتلا رسول اللّه آمده ( نه فانزل اللّه ) ( الإتقان ، سيوطى ، نوع 9 : 96 ) .
نمونهاى كه سيوطى ارائه كرده يك استثناء نيست . در مجموعه احاديث شأن نزول نمونههايى از اين دست يافته مىشود كه ما براى رعايت اختصار تنها به ذكر نمونهاى ديگر اكتفا مىكنيم . بخارى در صحيح خود كتاب الايمان باب ظلم دون ظلم ، درباره شأن نزول آيه« . . . إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ »( لقمان : 13 ) اين حديث